تبریک!دوست گرامی هم اکنون می توانید خریدی سریع،ارزان و مطمئن با پشتیبانی 24 ساعته و دائمی در ZTN انجام دهید.

اشتراک در خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه لطفا ایمیل خود را ثبت نمائید

Captcha

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 1857
  • بازدید دیروز : 2201
  • بازدید کل : 12805784

من نه منم نه من منم...............؟


من نه منم نه من منم...............؟

وقتی که بور نظریه ی مکمل خود را ارائه می کرد هیچ گاه فکر نمی کرد که باعث جنجال و بحثی گردد که تا سال ها ادامه داشته باشد. بنا به این نظریه هر ماده دو رفتار دارد : یکی موجی و دیگری ذره گونه و ما آنچه را اندازه می گیریم که خودمان برای ذره می خواهیم. این صحبت در ابتدای امر با مخالفت "اروین شرودینگر" دیگر نظریه پرداز دنیای کوانتوم رو به رو شد. به همین سبب به پیشنهاد اینشتین یک آزمایش ذهنی ترتیب داده شد البته توسط شرودینگر. نامش را "گربه شرودینگر" گذاشتند.

در این آزمایش در یک اتاقک کوچک گربه ای محبوس است. در این اتاق مقداری سیانور وجود دارد که در ظرفی که درش با مقداری مواد پرتوزا با طول عمر کوتاه بسته شده، محافظت می شود. حال سوال این است که در لحظه ای دلخواه این گربه بیچاره زنده است یا نه؟ تا وقتی که درب اتافک را باز نکنیم نخواهیم فهمید که زنده است یا مرده. در حقیقت یک حالت شَبَه گونه ی مرده زنده به خود دارد.

یکی از پیش آمد های آزمایش گربه شرودینگر تصوری است به نام " بس دنیایی". که می گوید به محض اندازه گیری پدیده ای، درست در بیست سانتی آن دنیایی دیگر به وجود می آید که احتمال دیگر را در بر دارد. یعنی اگر در را بار کردیم و گربه را زنده مشاهده نمودیم در همین لحظه دنیایی به وجود می آید که در آن گربه مرده است. تصور کنید دنیایی که در آن ندایی به دنیا نیامده که این افاضات را داشته باشد، همراه با مشاهده تولد من... یا دنیایی که جنگ هشت ساله نداشته یا دنیایی که .... این دنیاها هیچ تاثیری بر هم ندارند.

بسیاری قبول دارند که همه این وقایع یک ریشه دارند اما چون یک ناظر خارجی بر تمام دنیا وجود ندارد
نمی توان پدیده ی شاخه شاخه شدن را درک کرد. و گروهی بر این تصورند نگاه به گذشته خود باعث شاخه شاخه شدن زندگی ما آن می شود و ما در حقیقت به عنوان یک ناظر عمل می کنیم که خود مصداقی بر این امر می باشد.

پیش آمد بعدی "نا همدوسی" است. که محیط را هم دخیل می داند.

این آزمایش ساده تبعات فراوانی دارد... هنوز... هنوز هستند کسانی که بر این اعتقادند که آگاهی و دانایی ناظر در اندازه گیری و مشاهده دخالت دارند. و عده ای دوست تر می دارند که این پرسمان را برحسب تاریخ های کوانتومی باز نمایند. و برخی دیگر برحسب گرانش کوانتومی آن را بررسی می کنند.

شيوانا


شیوانا

روزی یکی از خانه های دهکده آتش گرفته بود. زن جوانی همراه شوهر و دو فرزندش در آتش گرفتار شده بودند.

شیوانا و بقیه اهالی برای کمک و خاموش کردن آتش به سوی خانه شتافتند.

وقتی به کلبه در حال سوختن رسیدند و جمعیت برای خاموش کردن آتش به جستجوی آب و خاک برخاستند شیوانا متوجه جوانی شد که بی تفاوت مقابل کلبه نشسته است و با لبخند به شعله های آتش نگاه می کند. شیوانا با تعجب به سمت جوان رفت و از او پرسید:" چرا بیکار نشسته ای و به کمک ساکنین کلبه نرفته ای!؟"

جوان لبخندی زد و گفت:" من اولین خواستگار این زنی هستم که در آتش گیر افتاده است. او و خانواده اش مرا به خاطر اینکه فقیر بودم نپذیرفتند و عشق پاک و صادقم را قبول نکردند. در تمام این سالها آرزو می کردم که کائنات تقاص آتش دلم را از این خانواده و از این زن بگیرد. و اکنون آن زمان فرا رسیده است."

شیوانا پوزخندی زد و گفت

قصر پادشاه


پادشاه

 

در افسانه های شرقی قدیم آمده است که یکی از پادشاهان بزرگ برای جاودانه کردن نام و پادشاهی خود تصمیم گرفت که قصری باشکوه بسازد که در دنیا بی نظیر باشد و تالار اصلی ان در عین شکوه و بزرگی و عظمت ستونی نداشته باشد !!!

اما پس از سالها و کار وتلاش و محاسبه ، کسی از عهده ساخت سقف تالار اصلی بر نیامد و معماران مدعی زیادی بر سر این کار جان خود را از دست دادند تا اینکه ناکامی پادشاه او را به شدت افسرده و خشمگین ساخت و دست آخر معلوم شد که معمار زبر دست و افسانه ای به نام سنمار وجود دارد که این کار از عهده او بر می آید …

و بالاخره او را یافتند و کار را به او سپردند و او طرحی نو در انداخت و کاخ افسانه ای خورنق را تا زیر سقف بالا برد و اعجاب و تحسین همگان را برانگیخت اما درست وقتی که دیواره ها به زیر سقف رسید سنمار ناپدید شد و کار اتمام قصر خورنق نیمه کار ماند …

مدتها پی او گشتند ولی اثری از او نجستند و پادشاه خشمگین و ناکام دستور دستگیری و محاکمه و مرگ او را صادر کرد تا پس از هفت سال دوباره سر و کله سنمار پیدا شد .

او که با پای خود امده بود دست بسته و در غل و زنجیر به حضور پادشاه آورده شد و شاه دستور داد او را به قتل برسانند اما سنمار درخواست کرد قبل از مرگ به حرفهای او گوش کنند و توضیح داد که علت ناکامی معماران قبلی در برافراشتن سقف تالار بی ستون این بوده است که زمین به دلیل فشار دیواره ها و عوارض طبیعی نشست می کند و اگر پس از بالا رفتن دیواره بلافاصله سقف ساخته شود به دلیل نشست زمین بعدا سقف نیز ترک خورد و فرو می ریزد و قصر جاودانه نخواهد شد…

پس لازم بود مدت هفت سال سپری شود تا زمین و دیواره ها نهایت افت و نشست خود را داشته باشند تا هنگام ساخت سقف که موعدش همین حالا است مشکلی پیش نیاید و اگر من در همان موقع این موضوع را به شما می گفتم حمل بر ناتوانی من می کردید و من نیز به سرنوشت دیگر معماران ناکام به کام مرگ می رفتم …

پادشاه و وزیران به هوش و ذکاوت او آفرین گفتند و ادامه کار را با پاداش بزرگتری به او سپردند و سنمار ظرف یک سال قصر خورنق را اتمام و آماده افتتاح نمود .

مراسم باشکوهی برای افتتاح قصر در نظر گرفته شد و شخصیتهای بزرگ سیاسی آن عصر و سرزمینهای همسایه نیز به جشن دعوت شدند و سنمار با شور و اشتیاق فراون تالارها و سرسراها واطاقها و راهروها و طبقات و پلکانها و ایوانها و چشم اندازهای زیبا و اسرار امیز قصر را به پادشاه و هیات همراه نشان میداد و دست آخر پادشاه را به یک اطاق کوچک مخفی برد و رازی را با در میان گذاشت و به دیواری اشاره کرد و تکه اجری را نشان داد و گفت : کل بنای این قصر به این یک آجر متکی است که اگر آنرا از جای خود در آوری کل قصر به تدریج و آرامی ظرف مدت یک ساعت فرو میریزد و این کار برای این کردم که اگر یک روز کشورت به دست بیگانگان افتاد نتوانند این قصر افسانه ای را تملک کنند شاه خیلی خیلی خوشحال شد و از سر شگفتی سنمار به خاطر هنر و هوش و درایتش تحسین کرد و به او وعده پاداشی بزرگ داد و گفت این راز را باکسی در میان نگذار …

تا اینکه در روز موعود قرار شد پاداش سنمار معمار را بدهد . او را با تشریفات تمام به بالاترین ایوان قصر بردند و در برابر چشم تماشا گران دستور داد به پایین پرتابش کنند تا بمیرد!!!

سنمار در آخرین لحظات حیات خود به چشمان پادشاه نگاه کرد و با زبان بی زبانی پرسید چرا ؟؟؟!!!

و پادشاه گفت برای اینکه جز من کسی راز جاودانگی و فنای قصر نداند و با این جمله او را به پایین پرتاب کرده و راز را برای همیشه از همه مخفی نگاه داشت…!

ما دیگران را فقط تا آن قسمت از جاده که خود پیموده‌ایم می‌توانیم هدایت کنیم… اسکات پک

گزیدن لب ها به چه معناست؟


گزیدن لب ها یکی از مهم ترین نشانه ها از قرار داشتن فرد در وضعیت استرس زا است. در بسیاری از مواقع زمانی که انسان ها اشتباهی را مرتکب می شوند بی اختیار لب ها خود را می گزند. در این مواقع انسان سعی می کند، به طور ناخودآگاه با گزیدن لب ها، فرو بردن آن ها به داخل دهان و تماس زبان با آن ها خود را از زیر بار روانی خارج کند.

گزیدن لب ها = یا اشتباه کرده یا می ترسد!

علایم چشم در رفتارهای روزانه (بخش اول)


از دیر باز فکر خود را معطوف به چشم و اثر آن بر رفتار انسانی نموده ایم. ما همه از اصطلاحاتی مانند چشم غره، نگاه زیرکانه، چشم های شیطنت آمیز، برق چشم ها استفاده کرده ایم. زمانی که از این اصطلاحات استفاده می کنیم، به طور غیر عمدی اشاره به اندازه مردمک های چشم شخص داریم.

هس در کتاب "حکایت هایی که چشم ها می گوید" چشم ها احتمالاً دقیق ترین و نمایان ترین علایم ارتباط انسانی می باشند زیرا آن ها نقاط کانون بدن هستند و مردمک ها به طور مستقل عمل می کنند. در شرایط نور معمولی، مردمک های چشم در حالی که رفتار یک فرد از مثبت به منفی و بالعکس تغییر پیدا می کند، کوچک و بزرگ می شوند.

هنگامی که شخصی هیجان زده می شود، مردمک های چشم او شاید تا چهار برابر اندازه معمولی بزرگ شوند. از طرفی، یک حالت عصبانی و منفی باعث کوچک شدن مردمک ها می شود که معروف به "چشم های خروسی" یا "چشم های ماری" می باشد. چشم ها در روابط عاشقانه بسیار مورد استفاده قرار می گیرند. زنان از آرایش چشم جهت تاکید بر نمایش چشم خود استفاده می کنند. چنانچه زنی عاشق یک مرد باشد، مردمک های چشمش بزرگ می شوند و مرد بدون اینکه متوجه باشد به درستی پی به رازِ زن می برد از این جهت، ملاقات های رمانتیک و عاشقانه اغلب در مکان های کم نور برنامه ریزی می شوند تا موجب بزرگ شدن مردمک ها شود.

در دست گرفتن مچ، ساعد، بازو


چند تن از مردان سرشناس خانواده سلطنتی بریتانیا معروف به این هستند که هنگام قدم زدن سر خود را بالا نگه می دارند، چانه را جلو می دهند و با یک دست، ناحیه مچ به پایین دست دیگر را در پشت خود می گیرند. این علامت نه تنها توسط اعضای خاندان سلطنتی بریتانیا استفاده می شود، بلکه بسیاری دیگر از اعضای خاندان های سلطنتس کشورهای جهان از آن استفاده می کنند.

در مراتب پایین تر، این علامت توسط پلیسی که نگهبانی می دهد، مدیر مدرسه هنگامی که در مدرسه قدم می زند، پرسنل ارشد نظامی و سایر صاحب منصبان مورد استفاده قرار می گیرد. این حرکت حاکی از برتری و اطمینان به خود می باشد.

علامت «مچ در دست» نباید با علامت «گرفتن ساعد با دست دیگر» که نشانه رنجش و ناکامی است اشتباه گرفته شود. در این حالت، یک دست ساعدِ دست دیگر را خیلی سفت می گیرد انگار که یک دست در تلاش است تا دست دیگر را از حرکت باز دارد. جالب اینجاست که هر چه بیشتر دست به سمت بالا حرکت کند، میزان عصبانیت فرد بیشتر شده است.

بازاريابي مدرن و زبان بدن




آیا می‌دانید زبان بدن یکی از مهم‌ترین ارکان بازاریابی امروز است؟

 
اگر هنوز به زبان بدن فکر نکرده‌اید، بی‌تردید بازاریاب موفقی به حساب نمی‌آیيد و از اصول مدرن بازاریابی بی‌خبر هستید. بازاریابی صرفا به صحبت‌کردن و قابلیت‌های گفت‌وگو با طرف مقابل بستگی ندارد. شما باید بتوانید بدن خود را نیز آموزش دهید و رفته‌رفته آن را به وسیله‌ای برای موفقیت بیشتر در بازاریابی تبدیل کنید. چه دوست داشته باشید، چه دوست نداشته باشید، چه این حرف‌ها را باور کنید، چه باور نکنید، زبان بدن بیشتر از صحبت و گفت‌وگو اثرگذار است. ما در این مقاله پنج اشتباه رایج بازاریاب‌ها را برایتان مطرح می‌کنیم. این اشتباهات همگی با زبان بدن مرتبط هستند و شما باید تا حد ممکن از ارتکاب آنها خودداری کنید.

(1) نگاه‌کردن به صفحه لپ‌تاپ: وقتی کسی با شما صحبت می‌کند، هرگز نباید به صفحه لپ‌تاپ یا مانیتور کامپیوتر نگاه کنید. نگاه‌کردن به لپ‌تاپ به این معناست که شما علاقه‌ای به صحبت‌های طرف مقابل ندارید. به زعم بسیاری از مدیران ارشد، نگاه‌کردن به لپ‌تاپ حتی می‌تواند به معنای تکبر و گستاخی نیز باشد.

نگاه در زبان بدن


 
tips-from-basic-grooming-to-positive-body-language

بخشی از پایان نامه خانم مولوی با استاد راهنمایی پویا ودایع در مورد زبان بدن در عکاسی

چشم‌ها

چشم‌ها قدرتمندترین ابزار ارتباطی هستند که بعد از گفتار در اختیار انسان قرار گرفته است. می‌گویند چشم‌ها آینه روح‌اند و دقیق‌ترین علائمی را که در ارتباط انسانی وجود دارد مخابره می‌کنند (کومار، ۱۳۸۴، ۶۱).

در تمامی طول تاریخ، انسان‌ها درگیر معانی و حرکات چشم‌ها و اثرات آن روی دیگران بودند. با تماس و حرکات چشم است که گفتگو با دیگران را تنظیم می‌کنیم. وقتی رو در روی اشخاص قرار می‌گیریم، تقریبا تمام مدت به چشم‌های یکدیگر نگاه می‌کنیم؛ بنابراین می‌توان گفت که علائم چشمی، بخش حیاتی از توانایی ما، برای تفسیر و درک افکار و نظرگاه‌های دیگران است (پیز، ۱۳۹۰، ۲۵۲-۲۵۱).

گاهی اوقات یک نگاه ساده می‌تواند جای بسیاری از سخن‌ها را پر کند. تحقیقات نشان داده اطلاعات و داده‌های انتقالی به مغز در یک ارائه‌سازی بصری، ۸۳% از طریق چشم، ۱۱% از طریق گوش و ۶% از طریق حواس دیگر، اطلاعات را جذب می‌کنند (پیز، ۱۳۹۰، ۲۸۵). محققان دریافته‌اند که پاسخ ما به ارتباط چشمی، غیر ارادی و غریزی است (Wainright, 1937, 14- 15).

اصطلاحاتی که با واژه چشم در آن به کار می‌گیریم، اهمیت نگاه و حرکات چشم را نشان می‌دهد: چشم‌هایش برق می‌زد، چشمم زدند، چشم‌های غمگین- شاد، نگاه سرد و یا چشم‌های با نفوذ. در استعاره از این جملات و اصطلاحات، به طور ناخودآگاه در مورد اندازه مردمک چشم افراد و نحوه خیره شدن یا زل زدنشان صحبت می‌کنیم. بنا به مطالعات هس، مردمک چشم مردها و زن‌ها با دیدن تصویری از جنس مخالف منبسط و با دیدن تصویری از جنس خود، منقبض می‌شود. در حالت هیجان‌زدگی، مردمک چشم‌ها تا چهار برابر اندازه اصلی‌اش بزرگ می‌شود. متقابلاٌ یک حرکت منفی مانند خشم باعث کوچک شدن مردمک می‌گردد (پیز، ۱۳۹۰، ۲۵۳- ۲۵۲).

زمانی که شاد هستیم پلک پائینی کمی بالا کشیده می‌شود، زیرش کمی چین می‌خورد و چشم‌ها کمی تنگ می‌شوند. زمانی که دو انتهای داخلی ابروها کمی بالا کشیده می‌شود و چشم‌ها از اشک می‌درخشد نشان دهنده اندوه است. در حالت تعجب ابروها رو به بالا قوس می‌گیرند و چشم‌ها گرد می‌شوند. زمانی که می‌ترسیم، پلک‌های بالایی طوری بالا کشیده می‌شوند که سفیدی چشم نمایان شود. پلک‌های پائینی هم در حالت منقبض به بالا کشیده می‌شوند. در هنگام خشم ابروها به سمت داخل و بالا کشیده می‌شوند و پلک‌های پائینی هم تنگ می‌شوند (کومار، ۱۳۸۴، ۱۶).

ابروهای بالا رفته اعتماد به نفس بالا و احساسات مثبت را نشان می‌دهد، در حالی که ابروهای پایین رفته نشانه‌ی اعتماد به نفس پایین و احساسات منفی و رفتاری است که ضعف و عدم امنیت فرد را نشان می‌دهد (ناوارو، ۱۳۹۲، ۲۱۷).

انواع نگاه:

  • خیره شدن: اگر در طول گفتگو با فردی، بیش از دو سوم زمان، نگاه آن شخص با نگاه شما تلاقی کرد، یکی از این دو تفسیر قابل اطلاق است: ۱- یا شما به نظرش جذاب و جالب می‌آیید که در این صورت، باید مردمک‌ چشم‌هایش نیز تغییر کند. ۲- یا نظر خصمانه نسبت به شما دارد و ممکن است بخواهد چالشی سر راهتان بگذارد که در این صورت مردمک‌‌ چشم‌هایش باید بسته ‌شوند (پیز، ۱۳۹۰، ۲۶۹). در فرهنگ ایرانی خیره شدن به شخص دیگری به مدت طولانی ناشایست است و می‌تواند دال بر رفتار بی‌ادبانه محسوب شود. زمانی که دو نفر برای بار اول یکدیگر را می‌بینند و نگاهشان به هم می‌افتد، معمولاٌ طرفی که موقعیت پایین دست را دارد، نخست نگاه خود را از طرف دیگر بر می‌گیرد. این امر حاکی از آن است که نگاه خود را ندزدیدن، یک روش ظریف و ماهرانه برای به چالش کشیدن افراد یا نشان دادن عدم توافق با عقاید و نقطه نظرات مردم است (پیز، ۱۳۹۰، ۲۶۷).

  • نگاه تجاری: نگاهی به مرکز پیشانی، چنین نحوه نگاه کردنی نه فقط جو و محیط را بسیار جدی می‌کند، بلکه حتی کسل کننده‌ترین آدم‌ها هم حساب کار خود را می‌کنند.

  • نگاه اجتماعی: نگاهی که به زیر سطح چشم (یک مثلث روی صورت، بین چشم‌ها و دهان) بیفتد. این ناحیه از چهره، در محیط‌های امن و بی‌خطر، منطقه‌ای است که نگاه طرف دیگر را به خود می‌کشد و دیدارکنندگان یکدیگر را تهدید علیه خود محسوب نمی‌کنند.

  • نگاه صمیمی: نگاه به طرف زیر چانه و بخش‌های بدن است (پیز، ۱۳۹۰، ۲۷۶- ۲۷۵).

  • نگاه از گوشه‌‌ی چشم: از این نوع نگاه برای ارسال پیام‌هایی مبنی بر توجه و علاقه، عدم اطمینان یا خصومت استفاده می‌شود. اگر با حالتی که در آن ابروها مختصراٌ بالا برده شده و یا همراه با لبخند باشند تلفیق شود، حاکی از ابراز علاقه است. اگر این حرکت با مجموعه دیگری از نشانه‌ها ترکیب گردد، جنبه منفی دارد: با نشانه‌هایی نظیر ابروها را پایین دادن، خط انداختن به پیشانی یا گوشه لب‌هایی که به پایین افتاده‌اند، حکایت از شک و بدگمانی و یا افکار انتقادی و خصمانه دارد (پیز، ۱۳۹۰، ۲۷۱).

  • كتاب آموزش زبان بدن (چگونه افكار ديگران را بخوانيم)

به طور کلی ما زمانی ارتباط چشمی برقرار می‌کنیم که:

  • در حال جستجوی اطلاعات هستیم.

  • در حال نشان دادن توجه و علاقه خود هستیم.

  • در صدد جذب کردن مخاطب هستیم.

  • مایل به ابراز تسلط، تهدید و تحت تاثیر قرار دادن دیگران هستیم.

  • قصد آغاز سخنرانی را داریم.

  • در حال ابراز احساساتمان هستیم (Wainright, 1937, 21).

نگاه متمرکز، رو به جلو، همراه با عضلات گردن منقبض نشان دهنده تهدید و اعلام خطر است. نگاه کردن به میان چشمان کسی (یعنی انتهای بینی او) نگاه سختی خواهد بود و راه خوبی برای برقراری ارتباط نیست. نگاه رو با بالا همیشه به دنبال کمک و امداد از نیروهای بالاتر است.

گاهی اوقات نگاه رو به پایین نشانه‌ای بر تسلیم است. با بستن پلک‌‌هایمان و هنگام خواب جلوی ورود علامات خارجی را می‌بندیم. این یک عامل بنیادین معمول و شناخته شده در زبان بدن انسان است (Molcho, 2005, 127- 137 ).

جهت نگاه:

اگر فرد در حال به خاطر آوردن دیده‌هایش باشد، چشم‌ها حرکتی رو به بالا خواهند داشت. اگر صوتی که شنیده در ذهنش زنده شود، به جوانب نگاه می‌کند و سرش را به گونه‌ای کج می‌کند که گویی می‌خواهد به چیزی گوش کند. اگر فرد شور و احساسی را به یاد می‌آورد، به پایین و به سمت راست نگاه می‌اندازد. وقتی که فرد در ذهن با خود سخن می‌گوید، به پایین و به سمت چپ نگاه خواهد کرد (پیز، ۱۳۹۰، ۲۸۲).

استفاده از عینک:

تقریبا هر وسیله کمکی که یک شخص از آن استفاده می‌کند به او فرصتی می‌دهد تا چند ژست مشخص را عملی سازد و این بدون شک موضوعی است که در رابطه با آنان که عینک می‌زنند وجود دارد. یکی از معمول‌ترین ژست‌ها گذاشتن یکی از دسته‌های عینک در دهان است.

همچنانکه موریس اشاره کرده، عمل قرار دادن اشیا در مقابل لب‌ها و یا در داخل دهان، تلاشی آنی از سوی شخص به منظور باز زنده‌سازی امنیتی است. ژست دسته عینک در دهان اساساٌ یک ژست اطمینان مجدد است (پیز، ۱۳۹۰، ۳۷۱).

به دهان گرفتن دسته‌ی عینک و نگاه کردن به فرد مذاکره کننده بیانگر استرس فرد در مورد موضوع یا اتفاق مورد بحث است (ودایع، ۱۳۹۳، ۷۱) ولی اگر شخص به گوشه‌ای خیره شود بیانگر در فکر فرو رفتن یا چاره‌جویی برای یک موضوع خاص است. بغل کردن پوشه و جابه‌جا کردن عینک با یک دست بیانگر دقت فرد به کلماتی است که طرف مقابل بیان می‌کند (ودایع، ۱۳۹۳، ۸۵- ۸۴). نگه داشتن عینک روبه‌روی صورت و خیره شدن به صورت شخص مذاکرکننده برای نشان دادن شک یا تعجب ناشی از بیان یک حرف است (ودایع، ۱۳۹۳، ۸۶).

اگر شخصی عینک را بردارد اجازه صحبت می‌خواهد و زمانی که دوباره به چشم بزند، بدان معناست که می‌خواهد بار دیگر اطلاعات را بررسی کند. بستن عینک‌ها و کنار گذاشتن آن‌ها تمایل برای پایان دادن به گفتگو را نشان داده و انداختن عینک بر روی میز به صورت نمادین نشان دهنده رد پیشنهاد است.

عادت نگاه کردن از بالای عینک می‌تواند اشتباه بسیار پرهزینه‌ای باشد چرا که شنونده ممکن است به این نگاه واکنشی منفی از قبیل دست‌های جمع شده، پاهای تا کرده و یا رفتاری قابل بحث نشان دهد (پیز، ۱۳۹۰، ۳۷۵- ۳۷۴).

در مطالعه‌مان با استفاده از تصویر چهره افراد دریافتیم زمانی که عینکی را به چهره‌ای با زمینه کاری اضافه می‌کنید، پاسخگویان آن شخص را به‌عنوان باهوش، سخنور، تحصیل‌کرده و صادق توصیف می‌کنند. هرچه قاب عینک سنگین‌تر و باوقارتر باشد، تمایل بیشتری برای استفاده مکرر از این توصیفات وجود دارد. این شاید به این خاطر بوده باشد که سران تجارت که عینک می‌زنند از قاب‌های سنگین‌تر استفاده می‌کنند. به افراد در جایگاه قدرت پیشنهاد می‌کنیم از قاب‌های باوقارتر برای بیان موضوعات جدی همچون قرائت بودجه مالی و از عینک‌های فاقد قاب، زمانی که تصویر یک شخص خوش‌قیافه و یا کم سن و سال‌تر را القا می‌کنند استفاده نمایند (پیز، ۱۳۹۰، ۳۷۴- ۳۷۳).

فهرست منابع و مآخذ

 

احمدی، بهرام، مروری بر هنر عکاسی دوران قاجار و تاثیر آن بر هنر نقاشی، مجله چیدمان، شماره ۲، سال دوم، ۱۳۹۲٫

مهندسی زبان بدن ،پویا ودایع،انتشارات نسل نو اندیش ۱۳۹۳

افشار، ایرج، گنجینه‌ی عکس‌های ایران همراه تاریخچه‌ی ورود عکاسی به ایران، ۱۳۷۰، تهران، نشر فرهنگ ایران.

آقایی سربزه، مجتبی، عکاسی(۱)، ۱۳۸۱، تهران، شرکت چاپ و نشر کتاب‌های درسی ایران.

پروین، ناصرالدین، تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانیان و دیگر پارسی نویسان، ۱۳۷۷، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.

پیز، آلن و باربارا، زبان بدن، ۱۳۹۰، ترجمه آذر نجفی، تهران، نشر بهزاد.

تاسک، پطر، عکاسی در قرن بیستم، ۱۳۶۸، ترجمه محمد ستاری، مشهد، نشر نیما.

ترکاشوند، مریم، کتابی راهنما در تاریخ عکاسی، ماهنامه کتاب ماه هنر، شماره ۱۳۳، ۱۳۸۸٫

جیمز، جودی، کلام جسم،۱۳۸۵، مترجم دکتر آرین ابوک، تهران، نسل نواندیش.

حسن‌پور، محمد، نیک‌بر، مازیار، مفاهیم کاربردی زبان بدن در عکاسی، ۱۳۹۳، مشهد، انتشارات ترانه.

خرمی‌راد، نادر، راهنمای عکاسی دیجیتال، ۱۳۸۸، تهران، مانون نشر علوم.

ذکاء، یحیی، تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام ایران، ۱۳۷۶، تهران، انتشارات علمی فرهنگی.

ریچاردسون، جری، معجزه ارتباط و ان. ال. پی، ۱۳۸۷، ترجمه مهدی قراچه داغی، تهران، نشر آسیم.

ستاری، محمد، عکاسی خلاق در ایران، نشر هنرهای زیبا، شماره ۲۵، ۱۳۸۵٫

شفائیه، هادی، فن و هنر عکاسی، ۱۳۸۰، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی.

عدل، شهریار، آشنایی با سینما و نخستین گام‌ها در فیلم‌برداری و فیلم‌سازی در ایران، فصلنامه‌ی طاووس، شماره ۵ و ۶، ۱۳۷۹٫

عدل، شهریار، تاریخ عکاسی در ایران، مجله بخارا، سال پانزدهم، شماره ۸۶٫، ۱۳۹۱٫

عدل، شهریار، ذکاء، یحیی،. آغاز عکاسی در ایران و نخستین عکاس‌ها، مجله ایران نامه، شماره ۲۹، ۱۳۶۸٫

عرب، سمیرا، عکاسی، رشد آموزش هنر، دوره چهارم، شماره ۴، ۱۳۸۶٫

فرهی، فرشاد، عکاسی: عکس، رسانه‌ای پیامگذار، فصلنامه هنر و معماری، شماره ۱، ۱۳۶۰٫

فولادگر، مهدی، زبان بدن در نزد سیاستمداران… به هزار زبان در سخن است، ماهنامه روابط عمومی، شماره۹۱، ۱۳۹۲٫

کدی، نیکی، ایران دوران قاجار و برآمدن رضاخان، مهدی حقیقت‌خواه، ۱۳۷۸، تهران، انتشارات ققنوس.

کومار، ویجایا، زبان بدن، ۱۳۸۴، ترجمه زهره زاهدی، تهران، انتشارات جیحون.

کیم، زان‌آ، تاریخ عکاسی، ۱۳۶۳، ترجمه حسین و داریوش گل‌گلاب، تهران، انتشارات داریوش.

ناوارو، جو، بدن سخن می‌گوید، ۱۳۹۲، ترجمه آزیتا نجات مهر، تهران، نسل نواندیش.

نظری، سعید، شیوه‌ها و تکنیک‌های عکاسی، ۱۳۸۴، تهران، نشر پیدایش.

توبه و ترك استمنا(خودارضائي)


 توبه از استمنا چه جوريه؟

توبه از استمنا كار سختي نيست، همين مقدار كه از كار خود پشيمان باشيد و اين عمل را ترك كنيد و از خداوند طلب بخشش نماييد، توبه محقق مي شود، ولي ترك اين عمل كار آساني نيست. براي ترك خودارضايي به مطالبي كه برايتان درج مي شود توجه كنيد و به صورت كامل آن را بخوانيد و عمل كنيد. اميد است بتوانيد با اين مشكل به صورت منطقي برخورد نماييد و ريشه اين گناه را از وجود خود قطع كنيد. دانشجوي گرامي در زمينه عادت به گناه خودارضايي، بايد عرض كنيم كه تنها راه درمان واقعي عادت ناپسند خودارضايي و كنترل شهوت, ازدواج است. كمكي كه اكنون از دست ما بر مي آيد دادن يك سري اطلاعات در زمينه گناه بودن, آثار و عواقب اين عمل نا شايست و روش هاي كنترل و درمان است. اين خود شما هستيد كه باعزمي راسخ به مبارزه با اين انحراف جنسي خواهيد پرداخت. اميد واريم به زودي وسايل ازدواج شما فراهم گردد و شما از اين نظر خاطرتان آسوده شود. روش ترك اين عادت زشت:
همانگونه كه عالمان اخلاقي مطرح نموده اند، هر روش درماني در اخلاق و خود سازي، مبتني بر طي كردن سه مرحله علم، حال و عمل است، ولي چون مرحله حالت (پشيماني و ندامت) به صورت انفعال در انسان پديد مي آيد و در حقيقت بازتاب آگاهي است، اين مرحله به صورت يك روش مستقل مطرح نمي شود؛ بنابراين براي خارج شدن از اين مشكل، دو روش درماني شناختي و رفتاري پيشنهاد مي شود. وظيفه ما دادن آگاهي و شناخت است و كاري كه خود شما بايد انجام دهيد التزام عملي به دستورالعمل ها و به كار گيري دقيق روش هاي رفتاري اي است كه در ذيل پاسخ ارائه مي شود. نياز به آگاهي:
خود ارضايي يك انحراف عملي است و بايد با عمل و رفتار با آن مقابله كرد و راه درمان آن جز با رعايت دقيق دستورالعمل محقق نمي شود, ولي چون هر عملي نياز به دانش و اطلاعات خاص خود دارد, بنابراين راه كنترل و درمان اين بيماري و عادت زشت نيز بدون كسب آگاهي ميسر نيست . آگاهي, ازطريق مطالعه در آثار و اطلاعاتي كه در اين زمينه وجود دارد، بدست مي آيد. زمينه هاي مطالعه عبارتند از:
1- اينكه اين عمل به لحاظ شرعي حرام و از نظر اخلاقي گناه محسوب مي شود و هر گناهي نور ايمان را تضعيف مي كند و باعث تاريكي و آلودگي روح انسان مي شود. نوري كه انسان بدان نياز فراوان دارد و در اثر فقدان آن، در قيامت دچار عذاب و حسرت خواهد شد.
2- مطالعه در پي آمد ها و عواقب سوء آن.
3- آشنايي با روش پيشگيري و درمان.
كسب آگاهي در موارد ياد شده باعث بيداري انسان مي شود و زمينه توبه, پشيماني و كنترل آن را در او فراهم مي آورد. گناه خود ارضايي:
در اين زمينه گفتني است «استمنا» يا «خودارضايى» يكى از راه‏هاى انحرافى در ارضاى ميل جنسى است كه نسل جوان را در معرض آسيب‏هاى جدى قرار مى‏دهد. اين كار عادت بسيار زشت و زيان آوري است كه مي تواند استعداد و توانايي هاي فراوان يك جوان را به نابودي بكشاند و حال و آينده او را تباه كند. از اينكه متوجه زشتي اين عمل شده ايد خداي را شاكريم و در پاسخ گويي به سوال شما مطالبي را پيرامون معرفي ، حرمت و روش درمان آن بيان مي نماييم، اميد است با كمك الهي و استمداد از معصومين(ع) و اطلاعاتي كه در اين زمينه برايتان ارسال مي شود، در حفظ نفس و كنترل شهوت موفق باشيد.
استمنا و يا به عبارتي خود ارضايي، از نظر شرعي واخلاقي، حرام و گناه محسوب مي شود. اين عادت ناپسندي به لحاظ اخلاقي، بعد معنوي انسان را به سختي مي آزارد، روح او را تاريك مي نمايد، آزادي معنوي انسان را سلب مي كند و در مسير خود سازي و كمال، آدمي را با چالش جدي مواجه مي كند. مطابق تحقيقات انجام شده توسط روانشناسان، خود ارضايي نوعي اعتياد و بيماري زشتي است كه آثار و ضررهاي فراواني بر جسم و روان آدمي باقي مي گذارد.
كساني كه گرفتار اين عمل شنيع شده اند، آن را گريزگاهي فرعي و عاجل براي خارج شدن از فشار جنسي و پاسخي براي لذت طلبي خود تصور مي كنند، در صورتي كه اگرتوجه نمايند، بدين وسيله گرفتار آثار و تبعات زيان آوري مي شوند كه گاها قابل جبران نيست.
شهوت يكي از اموري است كه با طبيعت انسان در آميخته و در جاي خود از نعمت هاي خداوند است، ولي اگر از حالت تعادل خارج و بر افروخته شود، ممكن است سرمايه هاي عظيم انساني را به خاكستر تبديل كند. اين نيرو به طور قطع نياز به ارضاع دارد، ولي با روشي كه با نظام طبيعت و شريعت سازگار باشد.
خداي متعال كه به حكمت بالغه اش اين غريزه را در نهاد انسان گزارده ، تا نسل انسان باقي بماند، از روي رحمت و هدايت خود راه هاي آسان و معقول كنترل و ارضاع آن را پيش پاي او قرار داده است و نسبت به بيراهه ها و انحراف از مسير درست نيز، هشدارهاي لازم را به انسان داده است ،راههايي كه بايد با شناخت و عمل به آنها، سلامت جسم و جان خويش را پاس بداريم و از خطر و پي آمد كارهايي همچون خود ارضايي و مانند آن برهانيم.
ميل جنسي ، ميل خاصي است كه ارضاي آن مانند ميل به تغذيه است. انسان براي اينكه خود را تغذيه كند و سير شود، نياز به خوردن مواد مختلفي دارد و بايد غذاي خود را از تركيبي از مواد گوناگون تهيه كند تا نياز بدن او به مواد و كانيها و ويتامين هاي گوناگون تامين شود، وگرنه دچار كمبود خواهد و احساس گرسنگي خواهد كرد. البته ممكن است كسي در تمام شبانه روز شكم خود را با مثلا نان خالي پر كند اما اين نوع سيري كاذب است . سيري واقعي در صورتي است كه انسان غذاي كاملي بخورد و از تمام مواد مورد نياز بدن استفاده نمايد. در مورد ارضاي شهوت و تغذيه اين نيرو نيز وضعيت به همين منوال است. خودارضايي مانند تغذيه با نان خالي است و ازدواج و داشتن روابط جنسي كامل، مانند تغذيه با غذاي كامل است. كسي كه خودارضايي مي كند چون احساس مي كند كه از اين طريق هرگز ميل جنسي او ارضا نمي شود بنابراين ممكن است حتي چندين بار در روز به اين عمل مبادرت نمايد و باز احساس گرسنگي كند. همين تكرار و عدم ارضا او را به جانب افراط مي كشاند و خوب افراط در ارضاي شهوت مي تواند تمام قواي مفيد يك جوان را در معرض نابودي قرار دهد، لذا اسلام با ارضاي ميل جنسي از اين طريق كاملا مخالف است و راهكار ازدواج را باز مي گذارد تا ميل جنسي انسان به صورت كامل ارضا شود و احساس نياز به صورت كامل برآورده گردد.
البته نفي خودارضايي به خاطر آنچه كه ذكر شد، بدين معنا نيست كه اجازه بدهيم افراد به جامعه آسيب برسانند و دچار انحراف جنسي در جامعه شوند. اگر اسلام راهكار ارضاي شهوت را ازدواج موقت و داېم پيشنهاد مي كند، به خاطر اين است كه ازدواج هم از آسيب هاي اجتماعي جلوگيري مي كند هم از آسيب هاي فردي. كبيره بودن:
به طور قطع خود ارضايي يكي از گناهان است . در اين زمينه برخي از عالمان ديني و اخلاقي نسبت به كبيره بودن آن نيزتاكيد نموده اند. از ميان ايشان خصوصا مرحوم شهيد آيه الله دستغيب در كتاب خويش گناهان كبيره فصلي را گشوده و بر بزرگي آن تاكيد نموده است .
از نظر شرعي، ملاك كبيره بودن يك عمل، وعده عذاب از جانب پروردگار مي باشد. در اين زمينه امام صادق (ع) و در ضمن روايتي از عذابي دردناك براي فاعل آن خبر داده است. آن حضرت(ع) فرموده است: «سه دسته از مردمان اند كه خداي متعال در روز قيامت به ايشان نگاه رحمت نمي افكند، آنها را تذكيه نمي نمايد و عذابي دردناك براي ايشان فراهم نموده است: كسي كه موي سپيد خود را مي كند، كسي كه با خود نكاح (استمناء) مي نمايد و كسي كه مفعول واقع مي شود».
به فرض صغيره بودن گناه خود ارضايي در صورت عدم تكرار، ملاك ديگر كبيره بودن گناه، تكرار و به تعبير روايات اصرار بر آن است ، به همين دليل چون به طور معمول، خود ارضايي، در افرادي كه به آن گرفتارند ، به صورت عادت و اعتياد در مي آيد ، تبدبل به گناه كبيره مي شود.
البته حرمت و بزرگي گناه خود ارضايي در حد گناهاني همچون زنا و لواط نيست، ولي در عين حال شرايط آن به گونه اي است كه مي توان گفت: ضررهاي بدني و رواني آن از اين دو معصيت بيشر است ؛ زيرا موقعيت براي آنها هميشه مهيا نيست، ولي موقعيت براي خود ارضايي و عادت به آن هميشه مهيا مي باشد. آسيب شناسي خود ارضايي:
آسيب‏هاى ناشى از خودارضايى به گونه‏هاى مختلفى تقسيم‏پذير است كه به اختصار به برخى از آنها اشاره مى‏شود: يك. آسيب‏هاى جسمانى‏
يكى از روش‏هاى شناخت پيشرفت بيمارى‏ها در پزشكى، مرحله‏بندى علايم بيمارى است. براين اساس، برحسب عوارض ايجاد شده در بيمار مبتلا به خودارضايى، سه مرحله بيان شده است:
1. مرحله مشكل ساز .
در افرادى كه مدتى است گرفتار خودارضايى شده اند، زودرس ترين عوارض ناشى‏از خودارضايى عبارت است از:
الف. خستگى و كوفتگى.
ب. عدم تمركز حواس.
ج. ضعف حافظه.
د. استرس و اضطراب.
2. مرحله گرفتارى شديد.
بروز علايم زير در فرد گرفتار، نشان دهنده آن است كه شدت ابتلاى وى يا مدت آن بيش از مرحله اول است و در نتيجه عوارض شديدترى ظاهر شده است:
الف. خستگى و كوفتگى.
ب. نوسان خلق يا تغييرات سريع خلقى.
ج. حساسيت بيش از حد و زودرنجى.
د. كمردرد.
ه. نازك شدن موها .
و. ناتوانى جنسى زودرس در جوانى .
ز. بى‏خوابى يا بدخوابى و مشكلات مشابه .
3. مرحله گرفتارى بسيار شديد يا حالت اعتياد .
الف. خستگى و كوفتگى .
ب. ريزش شديد موها .
ج. تارشدن ديد چشم‏ها .
د. وز وز گوش .
ه. انزال زودرس و غيرارادى يا خروج منى به صورت قطره قطره .
و. درد كشاله ران و ناحيه تناسلى .
ز. دردهاى قولنجى در ناحيه لگن و استخوان دنبالچه . دو. آسيب‏هاى روحى و روانى‏

ضعف حافظه و حواس‏پرتى، اضطراب، منزوى شدن و گوشه‏گيرى، افسردگى، بى‏نشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى، بداخلاقى و تندخويى، كسالت دائمى و ضعف اراده، احساس حقارت، عدم اعتماد به نفس، احساس گناه و عذاب وجدان بروندادهاى روانى و روحى خودارضايى است. شرح پاره‏اى از اين موارد در مباحث گذشته روشن شد. سه. آسيب‏هاى اجتماعى‏
ناسازگارى خانوادگى، بى‏ميل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزّت، پاكى، شرافت و جايگاه اجتماعى، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگى مشترك‏.
جهت آگاهى بيشتر نگا:
- قائمى، على، خانواده و مسائل جنسى كودكان، تهران: انتشارات انجمن اوليا و مربيان جمهورى اسلامى ايران، چاپ دهم، 1376. چهار. آسيب‏هاى معنوى و اخروى‏
هيچ يك از آسيب‏هاى پيش گفته، به اهميت آسيب‏هاى معنوى نيست؛ زيرا آسيب‏هاى معنوى، جان و دل و به عبارت ديگر كنه حقيقت وجود آدمى را تباه مى‏سازد. خودارضايى از نظر دين يك گناه است و به تعبير قرآن زنگار بر دل مى‏نهد: «كَلاَّ بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ؛ چنين مباد! بلكه اعمال (ناشايست) دل‏هاى آنان را زنگار زده است».(مطففين (83)، آيه 24)
زنگ يا زنگار در اشياى مادى، همان چيزى است كه روى فلزات و اشياى قيمتى مى‏نشيند و معمولاً نشانه پوسيدن و از بين رفتنِ شفافيت و درخشندگى آن و در نهايت ضايع شدن و از بين رفتن آن است.
علامه طباطبايى در تفسير الميزان‏طباطبايى (سيد محمد حسين، ترجمه تفسير الميزان، ترجمه سيد محمد باقر موسوى همدانى، (تلخيص)، (قم: دفتر انتشارات اسلامى، بى‏چا، بى‏تا)، ج 20، ص 385)مى‏فرمايد: از آيه شريفه سه نكته استفاده مى‏شود:
1. اعمال زشت، نقش و صورتى به نفس و روح انسان مى‏دهند؛
2. اين نقش و صورت خاص، مانع آن است كه نفس آدمى حق و حقيقت را درك كند؛
3. نفس آدمى به حسب طبع اوليه‏اش صفا و جلايى دارد كه با داشتن آن، حق را آن طور كه هست درك مى‏كند.
همچنين آسيب‏هاى معنوى جهان گذران را در مى‏نوردد و اگر اصلاح نگردد، حيات جاودان آدمى را در معرض تباهى و شوربختى قرار مى‏دهد. از اين رو نصوص دينى نسبت به آن هشدارهاى لازم را داده‏اند. پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم در اين باره مى‏فرمايد: «ناكح الكف ملعون؛ ملعون است كسى كه خودارضايى كند».(رى شهرى، محمد، ميزان الحكمة، ج 12، ص 5654)
امام صادق‏عليه السلام نيز مى‏فرمايد: «با سه گروه خداوند در روز قيامت سخن نمى‏گويد و پاكشان نمى‏خواند و عذابى دردناك دارند، از آن سه‏اند، خودارضايى كننده و كسى كه لواط دهد».(همان، ح 19049)
در روايات ديگرى امام صادق‏عليه السلام خودارضايى را گناه عظيم و مورد نهى الهى معرفى فرموده است.(‏همان، ح 19050) چند راهكار كلي:
براي كنترل غريزة جنسي هم خود فرد و هم والدين و اطرافيان مسئوليت دارند. آن چه مربوط به خود فري مي‌شود و سؤال شما از اين زاويه است عبارتند از:
1- برنامه‌ريزي براي كار مداوم
جوانان و نوجوانان از نيروي سرشار و فوق‌العاده‌اي برخوردارند. اين نيرو اگر در زمينه‌هاي ديگر مورد اساتفاده قرار نگيرد و به صورت مطلوب از آن استفاده نشود، با توجه به شرايط سني آن‌ها در قالب امور جنسي و شهواني ظاهر خواهد شد. اگر جوانان و نوجوانان به كار مداوم عادت كنند و نيرو و توان خود رادر اين زمينه به مصرف برسانند تا حدودي از انحرافات اخلاقي و شهوت و غريزة جنسي در آنان پيشگيري مي‌شود. كارهاي بدني موجب تعادل جسم و روان مي‌شود. اگر نيك بنگريم افرادي كه به كار مداوم مشغول هستند و نيرو و استعدادشان را در زمينه‌هاي مثبت و سالم به كار مي‌اندازند، كم‌تر دچار انحرافات اخلاقي و بحران‌هاي روحي مي‌شوند. كار موجب مي‌شود نيرو و انرژي جوان قبل از آن كه به چربي‌هاي اضافي تبديل گردد و اختلالاتي در ساز و كار اندام‌هاي بدن ايجاد گردد، از طريق سوخت و ساز مفيد و سالم به مصرف برسد.
2- تنظيم خواب
تحقيقات نشان مي‌دهد كه بيش‌تر انحرافات به خصوص در زمينه مسايل جنسي از فكرهاي ناسالم و خيال‌پردازي‌هايي كه جوانان قبل از خواب رفتن دارند، ناشي مي‌شود. اگر جوان قبل از آن كه به خواب برود، فكرش به خودش و يك سري مسايل و موضوعات مربوط به دورة جواني، معطوف گردد، كم كم به انحرافات كشيده خواهد شد. بنابراين، يكي از روش‌هاي پيشگيري از انحرافات اين است كه برنامة خواب به صورت دقيق تنظيم شود و تا زماني كه خواب بر شما غالب نشده به رختخواب نرويد. وقتي به رختخواب برويد كه كاملاً خسته و آمادة خواب هستيد. لازمة اين كا اين است كه در طول روز مشغول فعاليت‌هاي مهم بوده و به اندازة كافي كار كرده باشد.
طبيعي است اگر جوان با خستگي به رختخواب نرود، به ناچار مدت زماني را در بستر بيدار خواهد ماند تا به تدريج به خواب رود و چون افكار و انديشه‌هاي شهواني و تحريك‌آميز معمولاً در اين مواقع به سراغ جوان مي‌آيند، تنظيم ساعات خواب براي جوان، ضرورت خاصي مي‌يابد. يكي از روان شناسان در اين باره مي‌گويد: نيمة اول شب بيش از نيمة دوم آن به بدن نيرو مي‌دهد بنابراين بايد از آن به نحوي مفيد استفاده شود. و صبحگاهان به محض اينكه از خواب بيدار شديد. بي‌درنگ از بستر برخيزيد و توجه داشته باشيد كه بامدادان بيدار ماندن در بستر خواب، بسيار زيان‌بار است، جسم را سست و ناتوان مي‌سازد و وسوسه‌هاي شوم در دل فرد ايجاد مي‌شود.
3- دوري از محيط‌هاي آلوده و ناسالم
يكي از علل و عوامل انحرافات جنسي و به طور كل انحرافات اخلاقي، محيط آلوده و محرك‌هاي شهواني است. محيط از طريق وارد نمودن عناصر محرك در گرايش‌هاي انحرافي، منجر به طغيان غريزة جنسي در جوان مي‌شود. مسايلي از قبيل بدحجابي، روابط ناسالم و آزاد دختر و پسر، برخي از سريال‌هاي تلويزيوني و فيلم‌هاي خارجي و هم چنين استفادة نادرست از اينترنت در تحريك شهوت و غريزة جنسي جوان مؤثر است شايد براي برخي زا نوجوانان يادآوري و تذكر مسايل ديني و اخلاقي چيزي بيهوده و غير ضروري تلقي شود، زيرا آن‌ها نه در فكر سلامت خويش هستند و نه مسايل اخلاقي و ديني را مي‌پذيرند، اما براي شما كه روحية مذهبي قوي داريد و همين مسأله باعث شد تا نگران آينده‌تان باشيد، گفتن اين مسايل مهم و ضروري است. اگر واقعاً مي‌‌خواهيد از جواني‌تان به خوبي استفاده كنيد و در راه درست و سالم گام برداريد، سعي كنيد از محيط‌هاي آلوده و ديدن عوامل تحريك كننده، جداً پرهيز نماييد.
4- استفاده درست و مطلوب از اوقات فراغت
يكي از زمينه‌هاي پيدايش انحرافات در جوانان و نوجوانان، استفادة نادرست آن‌ها از اوقات فراغت است. اوقات فراغت طولاني و بي‌برنامه نوجوانان را عاصي و سرگردان مي‌كند. آن‌ها به تدريج سرخورده و مأيوس مي‌شوند و در نتيجه به دنياي درون خويش پناه مي‌برند و در كنج خلومت و انزوا راهي براي مشغوليت خود مي‌جويند.
5- پيشگيري از روابط ناسالم
جوانان و نوجواناني كه روابط نامطلوب و ناسالم دارند و با افراد منحرف و بي‌بند و بار دوست و رفيق هستند، كم كم به انحرافات كشيده مي‌شوند و تحت تأثير امور شهواني قرار مي‌گيرند. نفوذپذيري جوانان از دوستان و همسالان بيش از ساير گروه‌ها است. در سنين بلوغ صحبت‌هاي آهسته و در گوشي بين نوجوانان بيش‌تر مي‌شود و محور اين گفتگوها، غالباً مسايل جنسي و امور شهواني است كه به صورت مخفيانه و به دور از انظار بزرگ‌ترها طرح مي‌شود. براي پيشگيري از انحرافات اخلاقي سعي كنيد از دوستي‌هاي آلوده و مشكوك جداً پرهيز نموده و با افراد سالم و مذهبي ارتباط برقرار نماييد.
6- پرورش تقوا و معنويت در وجود خويش
همة آنچه بيان شد، به نحوي مي‌توانند در پيشگيري از انحرافات اخلاقي و طغيان شهوت و غريزة جنسي نقش داشته باشند، اما آن چه بيش از همه ضروري است و به صورت زيربنايي در شخصيت و رفتار جوان مؤثر است. پرورش معنويت و تقويت ايمان و تقواي الهي است. ما در عصري زندگي مي‌كنيم كه جهان به شدت در ماديات فرو رفته و يك سره غرق در جاذبه‌هاي نفساني و امور شهواني گرديده است. در شرايط كنوني، خلأ عظيم و هولناكي از اخلاق و معنويت پديد آمده و تمامي مشكلات انسان‌ها نيز از همين جا ناشي شده است.
اگر با تقويت ايمان و نيروي اراده، باورها و اعتقادات نوجوانان تقويت گردند، بدون شك بخشي از مشلكات آنان به ويژه در زمينة مسايل اخلاقي و شهوت و غريزة جنسي درمان مي‌شود.
اگر نوجوان از ته دل باور نمود كه تمام اعمال و رفتار او را خدا مي‌بيند و بر اساس عملكرد افراد به آن‌ها پاداش مي‌دهد و اساساً سعادت و خوشبختي انسان به دست خودش مي‌باشد، در اين صورت احتمال اينكه مرتكب گناه نشود بسيار زياد است.‌
يقين داشته باشيد، تا زماني كه نيروي ايمان و تقوا در وجود انسان بارور و تقويت نگردد، هيچ ضمانتي از شهوت و انحرافات اخلاقي وجود ندارد. به خصوص در وضعيت كنوني كه عوامل تحريك كنندة بسيار زياد است. بنابراين قبل از هر چيزي سعي كنيد نيروي ايمان و تقوا را در وجود خويش بارور كنيد. اگر فكر و ذهن شما متوجه خدا باشد و هميشه نماز خود را اول وقت انجام دهيد، خداوند شما را ياري مي‌كند تا از هر گناهي مصون بمانيد و تحت تأثير شهوت و غريزة جنسي قرار نگيريد. خداوند متعال در قرآن كريم مي‌فرمايد: «ان الصلوة تنهي عن الفحشاء و المنكر» به درستي كه نماز انسان را از هر گونه آلودگي و عمل زشت و گناه دور نگه مي‌دارد. نماز واقعي نه تنها والاترين عامل كنترك شهوت و دفاع در برابر هجوم انحرافات اخلاقي تلقي مي‌شود، بلكه عامل تهاجمي عليه انحرافات و شهوت‌ها نيز محسوب مي‌گردد.
7- تسهيل و تسريع ازدواج
علاوه بر آن كه جوان سعي در كنترل شهوت و غريزة جنسي مي‌كند، بايد براي ازدواج كه يگانه راه درست ارضاي غريزة جنسي مي‌باشد، نيز اقدام كند به اين معنا كه پسرها از 18 سالگي به بعد مي‌توانند به فكر ازدواج باشند و اگر شرايط را مساعد مي‌بينيد، از همين سن مقدمات آن را فراهم كنند و دخترها هم چنان چه مورد مناسبي به خواستگاري آن‌ها آمد به دلايل نوعاً غير موجه و پوچ مثل هنوز زود است، مي‌خواهم درس بخوانم، داماد وضع مادي خوبي ندارد و... از ازدواج خودداري نكنند و والدين هم سنگ اندازي‌هاي غيز منطقي نداشته باشند.
اميد است با رعايت اين نكات و به خصوص توجه به تقوا و نماز بتوانيد غريزة جنسي و حس شهوت را در خويش كنترل و مهار نماييد و زماني كه فرصت مناسب براي ازدواج فراهم گرديد، به ازدواج اقدام كنيد.

توصيه هاي كاربردي در جهت كنترل و درمان:‏
1. نخستين گام براى درمان اين عادت شوم، اعتقاد و ايمان به درمان‏پذيرى آن و دورى از يأس و نااميدى است. اما رسيدن به نتيجه و ايجاد هرگونه تغيير و دگرگونى نيازمند گذشت زمان، انتخاب راه صحيح و به كارگيرى دقيق دستورها است. البته ترك عادتِ نامطلوب، در زمانِ كوتاه بدون راهنماى كارآزموده و دلسوز، امكان ندارد. از همه اينها مهم‏تر، اراده و خواست فرد، نقش كليدى و محورى را ايفا مى‏كند. درمان و چاره جويى بايد منطبق بر خواست فرد باشد؛ زيرا تا وقتى كه او نخواهد، مى‏توان با قاطعيت گفت كه درمان نخواهد شد.
بنابراين بيمار اگر بخواهد، مى‏تواند بر بيمارى اش غلبه كند و جمله معروف «خواستن توانستن است»، عين حقيقت است. اراده همچون نهالى است كه بايد آن را پرورش داد تا به مرحله خودشكوفايى و ثمردهى برسد؛ به عبارت ديگر، اراده تقويت شدنى و پرورش يافتنى است و راه پرورش و تقويت آن اين است كه برخلاف ميل خود، اندك اندك به مقابله با اين عادت شوم برخيزد تا پس از مدتى لذت توانستن را بچشد.(ق، مؤسسه پژوهشى - فرهنگى اشراق، خودارضايى يا ارضاى انحرافى جنسى، صص 29 - 30)
2. تلاش براى تقويت اراده از گام‏هاى مهم در امر بهبود است. نگوييد اراده از ما سلب شده است! ممكن است اراده انسان ضعيف شود؛ ولى هيچ گاه از بين نمى‏رود. نشانه اينكه هنوز اراده باقى است، اين است كه شخص اين عمل را در حضور ديگران و در هر شرايطى انجام نمى‏دهد. براى تقويت اراده، راه‏هاى زيادى پيشنهاد شده كه از جمله آنها تلقين به خود است.
ويكتور پوشه - روان شناسِ فرانسوى - مى‏گويد: افراد مبتلا به اين عادت شوم، هر روز به دفعات مختلف با تمركز فكر به خود بگويند: «من به خوبى قادرم اين عادت بد را از خود دور كنم، من قادرم». تكرار اين عبارت ساده، اثر عجيبى در تقويت اراده و روحيه دارد.
پل ژاگو بر آن است كه: «تلقين، قبل از خواب نيز مؤثر است.»(همان، ص 34)
3. سعى شود شكم به هنگام خواب، بيش از حد معمول پر نباشد.
4. از پوشيدن لباس‏هاى تنگ و چسبان اجتناب گردد.
5. از نگاه كردن به مناظر، فيلم‏ها و تصاوير تحريك كننده، خوددارى شود و شخص به محض مواجهه با اين امور، چشم خود را بسته و يا به زمين و يا آسمان نگاه كند.
6. از شنيدن و خواندن مباحث و مطالب جنسى و حتى شوخى‏هاى تحريك‏كننده و فكر كردن در اين امور، دورى شود.
7. از خوردن مواد غذايى محرك، مانند خرما، پياز، فلفل، تخم‏مرغ، گوشت قرمز و غذاهاى پرچرب - اجتناب و به ميزان ضرورت اكتفا شود.
8. قبل از خواب مثانه تخليه شود.
9. از نوشيدن افراطگونه آب و مايعات پرهيز شود (به خصوص شب‏ها و قبل از خوابيدن).
10. هيچ‏گاه كاملا عريان نشويد و به اندام عريان خود يا ديگري نگاه نكنيد.
11. از دست‏ورزى با اندام جنسى، بايد اجتناب نمود و در هيچ شرايطى، نبايد دست‏ورزى كرد!
12. هرگز نبايد به رو خوابيد.
13. به منظور تخليه انرژى - زايد بدن، به طور منظم و زياد بايد ورزش كرد.
14. هيچ‏گاه نبايد بيكار بود؛ شخص بايد براى اوقات فراغت خود، برنامه داشته باشد و آن را با مطالعه، ورزش، زيارت، عبادت و ... پر كند.
15. هرگز در مكانى خلوت و تنها و دور از نظر ديگران نبايد ماند.
16. هرگاه شخص مورد هجوم افكار جنسى واقع شد، بايد بلافاصله از مكان خلوت و دور از نظر ديگران خارج شود و خود را به كارى سرگرم كند. در اين زمينه همچنان كه خود نيز اشاره كرده ايد، گفت و گو با دوستان، مشاركت در عبادت‏هاى جمعى (مانند جلسات دعا، نماز جماعت و...) بسيار مفيد است.
17. هفته‏اى يكى دو روز، روزه مستحبى مفيد است و اگر شخص توان آن را ندارد، ميزان صَرف غذا را كاهش و فاصله هر وعده غذا را افزايش دهد و يا تعداد دفعات غذا را كاهش داده و به حداقل خوراك اكتفا كند.
18. از سخن گفتن ملايمت‏آميز، شوخى و خنده با نامحرمان خوددارى كرده واز نرمى و لينت در كلام بايد اجتناب ورزيد.
19. هيچ‏گاه نبايد با نامحرم و جنس مخالف، در مكان خلوت و دور از نگاه ديگران باقى ماند (حتى براى آموزش و ...).
20. قرآن زياد بخواند و درباره معانى آيات آن فكر كند.
21. بايد هميشه براى ذهن فكر خود محتواى مطلوب و موضوع مناسب داشت.

تذكرات پاياني:
1. توجه داشته باشيد كه تنها رعايت تمام اين امور، بدون كم و كاستى و به صورت مستمر، نتيجه‏بخش خواهد بود. نبايد توقع داشته باشيد كه اين عادت ناگهان قطع و درمان شود, به هر ميزان كه بتوانيد دفعات آن را به تدريج كم كنيد, موفقيت محسوب مي شود.
2. در صورت تكرار از رحمت واسعه الهي نااميد نشويد و بدانيد كه هر گناهي قابل توبه است و خداوند خود فرموده است : «إن الله يغفر الذنوب جميعا; خداوند همه گناهان را مي آمرزد» و نشانه قبولي توبه شما اين است كه پشيمان هستيد و از تكرار آن متنفريد. همين قدر كه تكرار آن كم شود نشانه پيشرفت به سوي اطاعت خداوند است.
3. در صورت امكان با كم كردن سطح توقعات و انتظارات ازدواج كنيد كه اين بهترين راه حل است.
4. در تمام حالات از خداوند براى حفظ پاكى استعانت بجوييد.
5. مطمئن باشيد اين مشكل قابل حل و درمان است؛ ولى مشروط به تصميم‏گيرى قاطع و پشتكار كافى در راه انجام دستورالعمل‏هاى ارائه شده.
6. منشأ اين مشكل، يكى از نيازهاى واقعى نهاده شده در وجود انسان است كه بايد به طور طبيعى و صحيح ارضا و تأمين شود. نياز به ارضاي شهود يكي از اين امور است كه اگر به شكل صحيح تأمين نشود، (يعنى ازدواج), آدمي دچار خطاها و گناهان همچون استمنا خواهد شد كه عواقب سوء آن نيز دامنگير فرد مى‏شود. بنابراين اگر امكان ازدواج برايتان فراهم است، اقدام به ازدواج كنيد يا به طور موقت به دستورالعمل‏هاى ارائه شده پاى‏بند باشيد.

سوال: اگر چند بار توبه کرده باشیم و توبه خود را شکسته باشیم باز هم خدا توبه ما را قبول می‌کند؟ تکرار توبه مسخره کردن خدا نیست؟


  • ctrl+z
سوال: اگر چند بار توبه کرده باشیم و توبه خود را شکسته باشیم باز هم خدا توبه ما را قبول می‌کن

ctrl+z
سوال: اگر چند بار توبه کرده باشیم و توبه خود را شکسته باشیم باز هم خدا توبه ما را قبول می‌کند؟ تکرار توبه مسخره کردن خدا نیست؟
جواب:
همانطور که قبلاً گفته شد توبه حداقل سه رکن باید داشته باشد.
1. از گذشته خود از صميم قلب پشيمان باشید.
2. تصميم جدی و از عمق جان بگيرید ديگر آن گناه را تكرار نكنید.
3. کوتاهی های گذشته را جبران کنید.
شکستن و تکرار توبه دو حالت دارد. یکی این که همان وقتی که توبه می کند، در دل واقعاً تصمیم جدی برای ترک گناه در آینده ندارد یا تصميم به تكرار داشته باشد اصلاً توبه نكرده است. این شخص مصداق این شعر است:
توبه بر لب سبحه بر کف دل پر از شوق گناه معصیت را خنده می آید زاستغفار ما
اما توبه او شرایط بیان شده را داشته باشد و از حقیقت قلب توبه کند اما پس از مدتی شیطان او را فریب دهد و پس از آن باز هم از عمق دل و جان، پشیمان شود و حقیقتا و بدون فریبکاری توبه کند، توبه او پذیرفته می شود.
بازآ بازآ هرآنچه هستى بازآ گر كافر و گبر و بت پرستى بازآ
اين درگه ما درگه نوميدى نيست صدبار اگر توبه شكستى بازآ
امام باقر عليه السّلام به محمد بن مسلم چنين مى‏فرمايد: وقتى كه مؤمن توبه مى‏كند، گناهان قبل از توبه‏اش بخشيده مى‏شود، پس او بايد براى بعد از توبه عمل كند. ولى آگاه باشيد بخدا قسم اين مزيّت فقط براى اهل ايمان است.
راوى مى‏گويد: عرض كردم اگر بعد از توبه و استغفار گناه كرد و آنگاه دوباره توبه نمود چه؟ فرمود: آيا گمان مى‏كنى اگر بنده مؤمن از گناه خود پشيمان شود و استغفار و توبه كند خدا توبه‏اش را نمى‏پذيرد؟ عرض كردم: او چندين بار اين كار را كرده، گناه مى‏كند سپس توبه و استغفار مى‏نمايد. فرمود: هر گاه بنده با توبه و استغفار برگردد خدا با مغفرت و بخشش بر مى‏گردد، خدا بخشنده و مهربان است، توبه را مى‏پذيرد، و سيّئات را مى‏بخشد.
امام صادق عليه السّلام فرمود: گاهى انسان گناهى مى‏كند و خدا به خاطر آن گناه او را به بهشت مى‏برد. عرض شد: آيا خدا به خاطر گناه او را به بهشت مى‏برد؟ لو عملتم الخطايا حتى تبلغ السّماء ثمّ ندمتم لتاب اللّه عليكم. فرمود: بله او گناهى مى‏كند، ولى هميشه از آن گناه بيمناك، و بر نفس خود غضبناك است، خدا هم او را مى‏بخشد و داخل بهشت مى‏كند. (ترجمه‏اخلاق ص341)
انشاء الله خدا به همه ما توفیق توبه واقعی عنایت کند.

غزل مولوي درباره ي توبه


ای مطرب این غزل گو کی یار توبه کردم

از هر گلی بریدم وز خار توبه کردم

گه مست کار بودم گه در خمار بودم

زان کار دست شستم زین کار توبه کردم

در جرم توبه کردن بودیم تا به گردن

از توبه‌های کرده این بار توبه کردم

ای می فروش این ده ساغر به دست من ده

من ننگ را شکستم وز عار توبه کردم

مانند مست صرعم بیرون ز چار طبعم

از گرم و سرد و خشکی هر چار توبه کردم

ای مطرب الله الله می بی‌رهم تو بر ره

بردار چنگ می زن بر تار توبه کردم

ز اندیشه‌های چاره دل بود پاره پاره

بیچارگی است چاره ناچار توبه کردم

بنمای روی مه را خوش کن شب سیه را

کز ذوق آن گنه را بسیار توبه کردم

گفتم که وقت توبه‌ست شوریده‌ای مرا گفت

من تایب قدیمم من پار توبه کردم

بهر صلاح دین را محروسه یقین را

منکر به عشق گوید ز انکار توبه کردم

توبه ي نصوح و ثمرات آن


توبه نصوح

 

پرسش : توبه نصوح چیست و چه ثمراتى دارد؟
پاسخ : پاسخ این سؤال را مى توان از آیه 8 سوره «تحریم» به دست آورد. خداى متعال در این آیه راه نجات از آتش دوزخ را نشان داده است، مى فرماید: (اى کسانى که ایمان آورده اید! به سوى خدا بازگردید و توبه کنید، توبه خالصى)؛ «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً».
آرى، نخستین گام براى نجات، توبه از گناه است، توبه اى که از هر نظر خالص باشد، توبه اى که محرک آن فرمان خدا و ترس از گناه، نه وحشت از آثار اجتماعى و دنیوى آن بوده باشد، توبه اى که براى همیشه انسان را از معصیت جدا کند و بازگشتى در آن رخ ندهد.
مى دانیم: حقیقت «توبه» همان ندامت و پشیمانى از گناه است، که لازمه آن تصمیم بر ترک در آینده است، و اگر کارى بوده که قابل جبران است، در صدد جبران برآید، و گفتن استغفار نیز بیانگر همین معنى است، و به این ترتیب، ارکان توبه را مى توان در پنج چیز خلاصه کرد: «ترک گناه ـ ندامت ـ تصمیم بر ترک در آینده ـ جبران گذشته ـ استغفار».
در این که: «توبه نصوح» چیست؟ تفسیرهاى زیادى براى آن ذکر کرده اند، تا آنجا که بعضى شماره تفسیرهاى آن را بالغ بر بیست و سه تفسیر دانسته اند، ولى همه این تفسیرها تقریبا به یک حقیقت بازمى گردد، یا شاخ و برگ ها و شرائط مختلف توبه است.
از جمله این که: «توبه نصوح» آن است که واجد چهار شرط باشد: پشیمانى قلبى، استغفار زبانى، ترک گناه، و تصمیم بر ترک در آینده.
بعضى دیگر گفته اند: «توبه نصوح» آن است که واجد سه شرط باشد: ترس از این که پذیرفته نشود، امید به این که پذیرفته شود، و ادامه اطاعت خدا.
یا این که: «توبه نصوح» آن است که: گناه خود را همواره در مقابل چشم خود ببینى و از آن شرمنده باشى!
یا این که: «توبه نصوح» آن است که: مظالم را به صاحبانش بازگرداند، و از مظلومین حلیت بطلبد، و بر اطاعت خدا اصرار ورزد.
یا این که: «توبه نصوح» آن است که: در آن سه شرط باشد: کم سخن گفتن، کم خوردن، و کم خوابیدن.
یا این که: «توبه نصوح» آن است که: توأم با چشمى گریان، و قلبى بیزار از گناه باشد... و مانند اینها، که همگى شاخ و برگ یک واقعیت است، و این توبه خالص و کامل است.
در حدیثى از پیغمبر گرامى اسلام(صلی الله علیه وآله وسلّم) مى خوانیم: هنگامى که «معاذ بن جبل» از توبه نصوح سؤال کرد، در پاسخ فرمود: «أَنْ یَتُوبَ التّائِبُ ثُمَّ لایَرْجِعُ فِى ذَنْب کَما لایَعُودُ اللَّبَنُ إِلَى الضَّرْعِ»؛ (آن است که شخص توبه کننده، به هیچ وجه بازگشت به گناه نکند، آن چنان که شیر به پستان هرگز باز نمى گردد!). (1)
این تعبیر لطیف، بیانگر این واقعیت است که: «توبه نصوح» چنان انقلابى در انسان ایجاد مى کند که راه بازگشت به گذشته را به کلى بر او مى بندد، همان گونه که بازگشت شیر به پستان غیر ممکن است.
این معنى که در روایات دیگر نیز وارد شده، در حقیقت، درجه عالى «توبه نصوح» را بیان مى کند و گرنه، در مراحل پائین تر ممکن است بازگشتى باشد که بعد از تکرار توبه، سرانجام منتهى به ترک دائمى شود.
سپس، به آثار این «توبه نصوح» اشاره کرده، مى افزاید: (امید است با این کار پروردگار شما گناهانتان را ببخشد و بپوشاند)؛ «عَسى رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ».
(و شما را در باغ هائى از بهشت وارد کند که نهرها از زیر درختانش جارى است)؛ «وَ یُدْخِلَکُمْ جَنّات تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الاْ َنْهارُ».
(این کار در روزى خواهد بود که خداوند پیامبر و کسانى را که با او ایمان آوردند خوار و موهون نمى کند) «یَوْمَ لایُخْزِی اللّهُ النَّبِیَّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ».
(این در حالى است که نور [ایمان و عمل صالح] آنها از پیشاپیش و از سوى راستشان در حرکت است)؛ و عرصه محشر را روشن مى سازد، و راه آنها را به سوى بهشت مى گشاید «نُورُهُمْ یَسْعى بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمانِهِمْ».
در اینجاست که آنها رو به درگاه خداوند آورده، (مى گویند: پروردگارا! نور ما را کامل کن و ما را ببخش که بر هر کار قادرى)؛ «یَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا إِنَّکَ عَلى کُلِّ شَیْء قَدِیرٌ».

در حقیقت این «توبه نصوح»، پنج ثمره بزرگ دارد:
نخست، بخشودگى سیئات و گناهان.
دوم، ورود در بهشت پر نعمت الهى.
سوم، عدم رسوائى در آن روز که پرده ها کنار مى رود و حقایق آشکار مى گردد و دروغگویان تبهکار، خوار و رسوا مى شوند، آرى در آن روز پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلّم) و مؤمنان، آبرومند خواهند بود، چرا که آنچه گفتند به واقعیت مى پیوندد.
چهارم این که: نور ایمان و عمل آنها از پیشاپیش و سمت راست آنها حرکت مى کند و مسیر آنها را به سوى بهشت روشن مى سازد.
پنجم این که: توجهشان به خدا بیشتر مى گردد، لذا رو به سوى درگاه خدا مى آورند و از او تقاضاى تکمیل نور و آمرزش کامل گناه خویش مى کنند.(2)

آثار و بركات توبه


 

 

توبه هرگاه حقیقی و واقعی باشد، و از اعماق جان برخیزد و جامع شرایط باشد، به یقین مقبول درگاه خدا می شود، و آثار و برکاتش نمایان می گردد.

شخص توبه کار پیوسته در فکر جبران گذشته است، و از آنچه از نافرمانی ها و عصیان از او سر زده نادم و پشیمان است.

توبه کاران واقعی، خود را از مجالس گناه دور می دارند واز عواملی که گناه را وسوسه و تداعی می کند، بر حذر می باشند .

توبه کاران خود را در پیشگاه خدا شرمنده می بینند، و همواره درصدد کسب رضای اوهستند.

با این علائمی که گفته شد توبه کنندگان حقیقی را از تظاهرکنندگان به توبه بخوبی می توان شناخت.

بعضی از مفسران در تفسیر آیه شریفه «یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبة نصوحا؛ ای کسانی که ایمان آورده اید به سوی خدا توبه کنید، توبه خالص» (سوره تحریم، آیه 8) در توضیح معنی «نصوح» چنین گفته اند: مراد از توبه نصوح، توبه ای است که مردم را نصیحت می کند که مانند آن را به جا بیاورند، چرا که آثار آن در توبه کار ظاهر شده، یا شخص توبه کار را نصیحت می کند که گناهان را ریشه کن کند، و هرگز به سوی آن باز نگردد. و بعضی آن را به توبه خالص تفسیر کرده، در حالی که بعضی دیگر نصوح را از ماده نصاحت به معنی دو زندگی گرفته اند، چرا که رشته های دین و ایمان را که گناه پاره

[244]

کرده بود، بار دیگر به هم می دوزد یا توبه کار را که از اولیاء الله جدا ساخته بود، به جمع آنها باز می گرداند. (43)

برکات و منافع توبه بسیار فراوان است که در آیات و روایات بطور گسترده به آنها اشاره شده است.

از جمله امور زیر است:

1- گناهان را محو و نابود می کند همان گونه که در ذیل آیه یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبة نصوحا آمده است: «عسی ربکم ان یکفر عنکم سیئاتکم؛ امید است (با این کار) پروردگارتان گناهانتان را بپوشاند. » (سوره تحریم، آیه 8)

2- برکات زمین و آسمان را بر توبه کاران نازل می کند، چنان که در آیات 10 و 11 و 12 سوره نوح آمده است: «فقلت استغفروا ربکم انه کان غفارا- یرسل السماء علیکم مدرارا- و یمددکم باموال و بنین و یجعل لکم جنات و یجعل لکم انهارا؛ به آنها (قوم نوح) گفتم از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است تا بارانهای پر برکت آسمان را پی در پی بر شما بفرستد، و اموال و فرزندانتان را فزونی بخشد، و باغهای سرسبز و نهرهای جاری در اختیارتان قرار دهد. »

3- نه تنها گناه را می پوشاند و از بین می برد، بلکه آن را مبدل به حسنه می کند، همان گونه که در آیه 70 سوره فرقان آمده است که می فرماید: «الا من تاب و آمن و عمل عملا صالحا فاولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات؛ مگر کسانی که توبه کنند، و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند که خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدل می کند. »

4- هرگاه توبه کاملا خالص باشد، خداوند آنچنان آثار گناه را می پوشاند که در حدیث آمده حتی فرشتگانی را که مامور ثبت اعمال او هستند به فراموشی وا می دارد و به اعضاء پیکر او که مامور گواهی بر اعمال وی در قیامتند دستور می دهد که گناهان او را، مستور دارند، و به زمین که گناه بر آن کرده و گواه بر عمل او در قیامت است نیز فرمان می دهد که آن را کتمان کند به گونه ای که روز قیامت هنگامی که در صحنه رستاخیز حضور

[245]

می یابد، هیچ کس و هیچ چیز برضد او گواهی نخواهد داد. متن حدیث چنین است:

امام صادق علیه السلام فرمود:

«اذا تاب العبد توبة نصوحا احبه الله و ستر علیه فی الدنیا و الآخرة فقلت و کیف یستر علیه؟ قال ینسی ملکیه ما کتبا علیه من الذنوب و یوحی الی جوارحه اکتمی علیه ذنوبه، ویوحی الی بقاع الارض اکتمی ما کان یعمل علیک من الذنوب فیلقی الله حین یلقاه ولیس شی ء یشهد علیه بشی ء من الذنوب. » (44)

5- توبه کار حقیقی چنان مورد عنایت و محبت پروردگار قرار می گیرد که حاملان عرش الهی نیز برای او استغفار می کنند، و تقاضای ورود او و خانواده اش را در بهشت برین و جنات عدن می نمایند.

درحدیثی می خوانیم که: «ان الله عزوجل اعطی التائبین ثلاث خصال، لواعطی خصلة منها جمیع اهل السماوات و الارض لنجوا بها؛ خداوند به توبه کنندگان (واقعی) سه فضیلت داده است که هرگاه یکی از آنها را به جمیع اهل آسمانها و زمین بدهد، مایه نجات آنها است. »

سپس به آیه شریفه «ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین؛ خداوند توبه کاران و پاکیزگان را دوست دارد! » (45)اشاره کرده می فرماید: «فمن احبه الله لم یعذبه؛ هرکس خداوند او را دوست دارد، او را عذاب نخواهد کرد. »

بعد به آیه شریفه «الذین یحملون العرش ومن حوله یسبحون بحمد ربهم و یؤمنون به و یستغفرون للذین آمنوا ربنا وسعت کل شی ء رحمة و علما فاغفر للذین تابوا و اتبعوا سبیلک و قهم عذاب الجحیم- ربنا و ادخلهم جنات عدن التی وعدتهم و من صلح من آبائهم وازواجهم و ذریاتهم انک انت العزیز الحکیم - و قهم السیئات و من تق السیئات یومئذ فقد رحمته و ذلک هو الفوز العظیم؛ فرشتگان که حاملان عرشند و آنها که گرداگرد آن (طواف می کنند) تسبیح و حمد پروردگارشان را می گویند، و به او ایمان دارند، و برای مؤمنان استغفار می کنند (و می گویند) پروردگارا! رحمت و علم تو همه چیز را فرا گرفته است؛ پس کسانی را که توبه کرده و راه تو را پیروی می کنند بیامرز، و آنان را از عذاب

[246]

دوزخ نگاه دار- پروردگارا! آنها را در باغهای جاویدان بهشت که به آنها وعده فرموده ای وارد کن، همچنین از پدران و همسران و فرزندانشان، هرکدام صالح بودند، که تو توانا و حکیمی! - و آنان را از بدیها نگاه دار، و هرکس را در آن روز از بدیها نگاه داری، مشمول رحمتت ساخته ای و این است همان رستگاری عظیم! (46)»(47)

به این ترتیب می رسیم به پایان بحث درباره نخستین گام به سوی تهذیب اخلاق؛ یعنی گام توبه، هرچند مطالب فراوان دیگری در این زمینه وجود دارد که در خور بحث جداگانه و مستقلی درباره توبه است.

آری! تا آئینه قلب از زنگار گناه پاک نشود و روح و جان انسان با آب توبه شستشو نگردد و نور توبه ظلمت و تاریکی گناه را از درون قلب بیرون نکند، پیمودن راه تهذیب اخلاق و سیر سلوک الی الله و رسیدن به جوار قرب پروردگار و غرق شدن در نور هدایت و جذبه های وصف ناپذیر عرفانی، غیر ممکن است.

این نخستین منزلگاه است، منزلگاهی که از همه سرنوشت سازتر و مهمتر است و جز با نیروی اراده و عزم راسخ و استمداد از الطاف الهی، گذشت از آن ممکن نیست.

43- بحارالانوار، جلد6، صفحه 17.44- اصول کافی، جلد 2، صفحه 430 (باب التوبه، حدیث 1) .45- سوره بقره، آیه 222 .46- سوره مؤمن (غافر) ، آیات 7 تا9.

توبه از برخي گناهان خاص


توبه در لغت به معنای دست کشیدن از گناه و بازگشتن به راه حق است و به تعبیر دیگر، بازگشت به پشیمانی از گناه است. در قرآن کریم هم «توبه عبد» مطرح است و هم «توبه خدا». توبه عبد به معنی برگشتن عبد به سوی خدا با ترک گناهان است. توبه خدا به معنی برگشت خدا به سوی عبد خود با نظر لطف و مرحمت است. توبه انسان گناهکار در بین دو توبه خدا قرار دارد. به این صورت که ابتدا خدا به سوی انسان گناهکار بر می گردد و گناهکار به این وسیله توفیق توبه پیدا می کند و بار دوم خدا بعد از توبه عبد به سوی بنده خود بر می گردد و توبه او را می پذیرد و او را می بخشد.

گناه و معصیت، مانند لجن زار متعفنی است که انسان، هر چه بیشتر در آن فرو می رود، خود را به نابودی نزدیک می کند، اما توبه و تصمیم جدی انسان به ترک گناه حرکت به سوی نجات و خود یک پیروزی بزرگ است که درهای رحمت الهی را به روی انسان می گشاید. کسی که به این مرحله (توبه) رسیده به پیروزی بزرگی دست یافته است، و باید سعی کند انگیزۀ خود را برای مبارزه با گناه، قوی تر نماید، و برای همیشه این حالت را در خود حفظ کند.

نکتۀ بسیار مهم در این راه، استعانت از لطف و عنایتی است که خداوند نسبت به توبه کنندگان دارد؛ زیرا توبه واقعی همه مبغوضیت های گناه و عقوبات اخروی و آثار منفی آن را در پیشگاه خداوند از بین می برد، همانطوری که خداوند فرموده است: «اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده ‏اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می ‏آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است». آنچه از این آیه و دیگر آیات و روایات استفاده می شود این است که اگر انسان از گناهانش پشیمان شود و توبه کند، خداوند توبه او را می پذیرد و تمام گناهانش را می بخشد. گویا هیچ گناهی مرتکب نشده است. طبق این بیان بدیهی است که تمام عبادات و کارهای خوب گذشته و آینده او را می پذیرد. پس انسان گناه کار در هیچ شرایطی نباید از رحمت خداوند مأیوس باشد؛ زیرا هر چه گناه او بزرگ تر باشد باز رحمت الاهی واسع تر است.

شرایط توبه

بر اساس آیات قرآن و روایات، توبه واقعی دارای شرایطی است که در زیر به آن اشاره می شود:

۱- اگر فرد گناهکار گناه را از روی جهالت و نادانی انجام داده باشد، خداوند متعال توبه او را خواهد پذیرفت. منظور از جهالت در این آیه اعم از عدم علم به حرام و گناه بودن عمل و طغیان غرائز و تسلط هوسهاى سرکش و چیره شدن آنها بر نیروى عقل و ایمان است. در این حالت، علم و دانش انسان به گناه گرچه از بین نمی ‏رود اما تحت تاثیر آن غرائز سرکش قرار گرفته و عملا بى اثر می ‏گردد. و هنگامى که علم اثر خود را از دست داد، عملا با جهل و نادانى برابر خواهد بود. ولى اگر گناه بر اثر چنین جهالتى نباشد بلکه از روى انکار حکم پروردگار و عناد و دشمنى انجام گیرد، چنین گناهى حکایت از کفر می کند و به همین جهت توبه آن قبول نیست.

۲- عدم تأخیر آن تا زمان مرگ. اگر کسی بداند تا چند لحظه دیگر بیشتر زنده نیست، اگر توبه کند، توبه او پذیرفته نخواهد شد. همانطور که خداوند متعال می فرماید: "کسانى که در آستانه مرگ قرار می گیرند و می ‏گویند اکنون از گناه خود توبه کردیم توبه آنان پذیرفته نخواهد شد".

۳- تصمیم جدی بر ترک گناه (با علم به توانایی انجام آن-چون اگر کسی فلج و ناتوان شده و قدرت بر ارتکاب گناه را ندارد، توبه وی ارزشی نخواهد داشت-)

۴- ندامت، اگر کسی از گناه خود واقعا پشیمان و نادم نباشد در حقیقت توبه نکرده است؛ هر چند گناه را ترک کرده باشد.

۵- جبران گناه و لغزش های گذشته.

۶- استغفار و طلب آمرزش از خداوند.

بنابراین اگر کسی واقعاً با رعایت این شرایط توبه کند هرگز نباید از رحمت الهی مأیوس باشد؛ زیرا هر چه گناه او بزرگتر باشد باز رحمت الهی واسع تر است و قطعا خداوند به وعده خود عمل کرده و توبه او را خواهد پذیرفت؛ به هرحال کسی که دوست دارد در لجن زار گناه بماند و از آلودگی ها تغذیه کند معلوم است که هنوز از گناهان خود پشیمان نشده است؛ لذا در این حالت توبه معنا ندارد. و معلوم نیست که در آینده نیز موفق به ترک گناه خواهد شد یا نه، بلکه تکرار گناه ممکن است زمینه و توفیق توبه را از انسان سلب کند!. بله اگر موفق به توبه واقعی با تمام شرایط آن شود توبه اش پذیرفته خواهد شد.

نکتۀ بسیار مهم در این راه، استعانت از لطف و عنایتی است که خداوند نسبت به توبه کنندگان دارد؛ زیرا توبه واقعی همه مبغوضیت های گناه و عقوبات اخروی و آثار منفی آنرا در پیشگاه خداوند از بین می برد، همانطوریکه خداوند فرموده است: «اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده ‏اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‏آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است».

توبه واقعی از حق الله و حق الناس/ ترک گناه آسانتر از توبه کردن است

آنچه از متون دینی استفاده می شود این است که توبه کردن کار ساده ای نیست. حضرت امیر المؤمنین علی (علیه السلام) می فرماید: «ترک گناه، آسان تر از توبه کردن است». توبه تنها استغفر الله گفتن نیست. توبه یعنی این که انسان با تمام وجود خویش به سوی خدا برگردد. از گناه خود پشیمان شود و تصمیم جدی بگیرد که دیگر آن را تکرار نکند و اگر تضییع حقی کرده است، حق الله باشد یا حق الناس آن را بر آورده سازد. قرآن مؤمنین را به «توبه نصوح» دعوت می کند. امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرماید: «توبه نصوح یعنی توبه ای که گناهکار در درون خود، پشیمان شود و با زبان استغفار کند و تصمیم بگیرد که گناه خود را تکرار نکند».

روایت شده است که امیر المؤمنین علی (علیه السلام) از مردی شنید که استغفر الله می گفت، فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! آیا می دانی استغفار به چه معناست؟ استغفار درجه «علٌیٌین» است و برای تحقق آن شش شرط است: اول: پشیمانی از گناه گذشته؛ دوم: تصمیم جدی بر تکرار نکردن آن؛ سوم: حقوق مردم را بپردازی و با پاکی خدا را ملاقات کنی به گونه­ ای که هیچ گناهی بر تو نباشد؛ چهارم: انجام بدهی هر واجبی را که بجا نیاورده ای؛ پنجم: همت کنی گوشتی را که از حرام بر تن تو روییده ذوب کنی تا پوست به استخوان بچسبد و گوشت تازه ای بروید؛ ششم: رنج عبادت را به تن بچشانی؛ چنان که شیرینی معصیت را به آن چشانده ای، پس آنگاه بگو: استغفر الله».

بنابراین از این حدیث شریف دانسته می شود که شرط قبولی توبه جبران کردن واجبات فوت شده و بجا آوردن حقوق الناس است. تا اگر انسان حقوقی را از کسی تضییع کرده باشد، در صدد جبران آن براید. چرا که خداوند متعال در باره حقوق الناس بسیار سخت گیرتر است. و تا زمانی که صاحب حق راضی نشده باشد، خداوند متعال هم راضی نمی شود، و لذا توبه گناهکار را نخواهد پذیرفت.

در حدیثی آمده است که «ظلم و ستم در یک ساعت در نزد خدا از 60 سال گناه بدتر است». در حدیثی دیگر می خوانیم: «ظلم سه قسم است ظلمی که خدا آن را می آمرزد و ظلمی که خدا نمی آمرزد و ظلمی که خدا از آن صرف نظر نمی کند؛ ظلمی که خدا نمی آمرزد شرک به خداست و ظلمی که می آمرزد ظلمی است که انسان به خودش می کند در آن چه میان او و خدای عزیز است؛ و اما ظلمی که از آن صرف نظر نمی کند حقوقی است که بندگان بر گردن یکدیگر دارند».

تاخیر در توبه/ پیشگیری بهتر از درمان است

همواره پیش گیری بهتر از درمان است. انسان باید بکوشد که مرتکب گناه نگردد و در صورت ارتکاب معصیت فوراً توبه کند و امروز و فردا ننماید؛ چرا که تسویف در توبه و به عبارتی به تاخیر انداختن توبه از وساوس شیطان است تا به این ترتیب توفیق توبه را از انسان سلب کند. توبه، واجب فوری است؛ یعنی لازم است پس از ارتکاب گناه، بلا فاصله توبه کرد. لقمان به فرزندش سفارش می کند: « ای پسرم! توبه را به تاخیر نینداز؛ زیرا مرگ ناگهانی فرا می رسد». مرگ خبر نمی کند و ممکن است پیش از آنکه گناهکار موفق به توبه شود، مرگش فرا رسد و بدون توبه از دنیا برود.

همچنین در اثر کثرت گناه، اعتقاد و ایمان انسان ضعیف تر شده و در اثر عدم توبه حتی ممکن است که بسیاری از اعتقادات را تکذیب کرده و کافر شود و در نهایت با کفر از دنیا برود. همانطور که خداوند متعال می فرماید: «سر انجام آنان که به اعمال زشت و کردار بد پرداختند این شد که کافر شده و آیات خدا را تکذیب و تمسخر کردند». درست است که طبق روایات «توبه از هر کسی تا زمانی که از حیات خود مأیوس نشده قبول است»؛ ولی باید توجه داشت که هر چه توبه به تاخیر انداخته شود، سخت تر خواهد بود؛ چون نفس انسان مزه گناه را هر چه بیشتر بچشد، ترکش سخت تر خواهد شد.

توبه از زنا/ گناهانی که بخشیده نمی شوند

زنا یکی از مفاسد بزرگ اجتماعی است که باعث خسارت های جبران ناپذیر است. به همین جهت اسلام آن را حرام دانسته و مجازاتهایی را برای آن در نظر گرفته است. اولین و بهترین راه برای نجات از این مهلکه عظیم راه پشیمانی و توبه در درگاه الهی است. بر این اساس افراد گناهکار وظیفه دارند اسرار خود را حفظ کرده و تنها در پیشگاه خدای توبه پذیر و مهربان به گناه خود اعتراف کرده و توبه نصوح نمایند.

اما توبه از دو جهت قابل بررسی است:

1- از جهت آثار دنیوی و تخفیف در اجرای حدود که این بخش دو صورت دارد. الف : یا این که پیش از اقامۀ بینه توبه می کند. ب : یا بعد از اقامۀ بینه توبه می نماید. این توبه پیش از اقامه بیّنه بر زنا است؛ زیرا اگر شخص زناکار پیش از اقامۀ بیّنه توبه کند حدّ از او ساقط شده و بر او جاری نمی شود خواه آن حدّ سنگسار باشد یا شلّاق و همچنین اگر قبل از اقرار توبه نماید، حد ساقط است. اما شخصی که مرتکب گناهی شده و مستحق حدّ است اگر پس از اقامۀ بیّنه و یا پس از اقرار توبه نماید، اگر در زمان حضور امام معصوم (علیهم السلام) باشد آن حضرت مختار است که او را ببخشد و یا حدّ بر او جاری کند این حدّ خواه رجم باشد یا غیر آن، بعید نیست که این تخییر برای نائبان امام معصوم هم ثابت باشد.

2- از جهت آثار اخروی و تخفیف در عذاب اخروی:

این در دو صورت محقق است یا این که حدّ بر او جاری نشده است و یا این که حدّ بر او جاری شده است. در صورتی که توبه نماید مورد لطف الاهی قرار خواهد گرفت؛ زیرا از مجموع آیات و روایات چنین بر می آید که خداوند توبه کنندگان را (در صورتی که توبه واقعی و با حفظ شرایطش باشد) عذاب نمی نماید در این خصوص به یک روایت اشاره می کنیم: از امام باقر (علیه السلام) نقل شده که فرمود: … رسول خدا (صلی الله علیه واله) بر منبر خود فرموده است: … سوگند به آن کسی که جز او کسی شایسته پرستش نیست خداوند هیچ مؤمنى را پس از توبه و استغفار عذاب نمی کند جز به خاطر بدگمانى او به خدا و تقصیر در امیدوارى و بدخلقى و غیبت از مؤمنین.

اما در صورتی که حد بر او جاری شود دست کم به دو دلیل در آخرت کیفر نمی بیند. الف. بر اساس روایات، حدود الاهی مطهر و پاک کننده هستند، یعنی آن گناهکار را از آلودگی آن گناه پاک می نمایند. ب. اساساً کسی که عادل باشد به موجب یک خطا دو بار مجازات نمی کند از این رو خداوند که عدل مطلق است به دلیل یک گناه دو بار عقوبت نمی کند. در روایات از امیرالمومنین علی (علیه السلام) نقل شده که آن حضرت (علیه السلام) فرمود: خداوند عالیتر و کریمتر از آن است که بنده ‏اش را دو بار مجازات کند.

توبه از شراب خواری

پشتوانۀ توبه از هر گناهی، اعتقادات و ارزشهای است که شخص آن را به واقع قبول دارد. انسان اگر ایمان به خداوند و روز رستاخیز داشته باشد و بداند نتیجۀ اعمالش را در سرای دیگر می بیند و بدین واسطه خویش را از غفلت، نجات دهد؛ به راحتی می تواند از گناهان دست بکشد. اگر انسان درک کند که محرمات (کارهای حرام)، چگونه او را به تیره بختی و سراشیب سقوط می اندازد، خیلی راحت تر می تواند دست بکشد. شراب و هر مست کننده ای، در اسلام جزء این محرمات است. اما برخی از راه های عملی برای ترک نوشیدن مشروبات الکلی به این شرح است:

1- ابتدا باید یک تصمیم اساسی و جدی در ترک آن وجود داشته باشد، به طوری که هیچ چیز نتواند ارادۀ انسان را تضعیف کند.

2- در رابطه با دوستان یا اموری که انسان را به این عمل دعوت می کنند، تجدید نظر شود.

3- از مکان های خلوت و جاهایی که امکان ارتکاب به گناه (همچون مصرف مشروبات الکلی) برای انسان فراهم می شود، می بایست دوری کرد.

4- به مضرات جسمانی مصرف مشروبات الکلی به خوبی توجه شود. (کسب نظر متخصصان و پزشکان مجرب و دلسوز در این مورد می تواند راهگشا باشد)

5- پرداختن به امورات معنوی (از جمله توجه کامل به دستورات اسلام) نیز ذکر نام خداوند متعال در همه حال و باور داشتن به حضور خداوند در همه جا مانع ارتکاب انسان به گناه می شود.

برخی از روایاتی که دربارۀ مشروبات الکلی و مست کننده وارد شده است، به شرح زیر است:

از میان ده ها روایت در این باره، چند روایت از امام صادق(علیه السلام را ذکر می کنیم: امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «هر کس جرعه ای از شراب (یا هر مست کنندۀ دیگر) بخورد؛ خداوند و ملائکه و رسولانش و مؤمنان او را لعنت می کنند. پس اگر به اندازه ای بخورد که مست شود، روح ایمان از جسد وی خارج می شود…». همچنین می فرماید: «شراب، رأس همۀ گناهان است». یا در جای دیگری می فرمایند: «خداوند برای شر و بدی قفلی قرار داده است که کلید آن، شراب ( مسکرات) است».

بنابراین همانگونه که بدان اشاره شد، تنها راه نجات انسان از غرق نشدن در لجن زار گناه و معصیت، توبه واقعی و بازگشت به سوی خداوند متعال و توبه پذیر است، تا انسان پس از ترک واقعی گناه، رضایت پروردگار خویش را کسب نموده و در جهت تعالی خویش در مسیر الی الله خالصانه گام برداد.

توبه از گناه غیبت/غیبت کننده اگر با توبه بمیرد آخرین وارد شونده در بهشت است

باید توجه داشت که گرچه توبه از نشانه های رحمت و لطف وسیع الاهی است و قرآن کریم می فرماید: «قطعاً خداوند توبه کنندگان را دوست دارد»، اما قبول آن دارای شرایط و قیود متعددی است از جمله این که آثار گناه باید جبران شود و در گناهانی مانند غیبت که پای حقوق مردم در میان است، جبران آثار آن و فراهم کردن رضایت کسانی که حق‌شان پایمال شده است، بسیار مشکل است و نهایت چیزی که در اثر توبه از آن ممکن است حاصل شود عدم عقوبت و عذاب است.

نه این که چنین توبه ای به تنهایی باعث بهشت رفتن فرد توبه کننده هم بشود. زیرا آنچه در قرآن آمده است که خداوند متعال از حق خود به راحتی می گذرد و گناهان توبه کننده گان را به حسنات تبدیل می کند، توبه کننده را وارد بهشت می کند؛ اینها مربوط به گناهانی است که فقط حق الله باشند. اما در مورد حقوق مردم این طور نیست و اگر غیبت کننده توبه کرده و آثار سوء گناه خود را جبران نماید گناه بزرگ او بخشوده خواهد شد. اما برای رسیدن به بهشت باید اعمال نیک و خیرات و حسنات هم داشته باشد.

در روایات زیادی وارد شده است که اگر شخصی فلان کار را انجام دهد جزا و پاداش او بهشت است، یا اولین فردی است که وارد بهشت می شود، اما این در صورتی است که این فرد گناه دیگری نداشته باشد؛ زیرا قرآن از سویی می فرماید: "…‏حسنات (کارهای نیک و ثواب)، سیئات (گناهان و آثار آنه) را از بین می برند…” یعنی حسنات و کارهای نیک انسان در مرتبه اول جبران و آمرزش دیگر گناهان مخصوصاً حقوق مردم را می کند و بعد از آن موجب ترقی و تعالی انسان می شود.

و از سویی دیگر از آیات قرآن به دست می آید که بعضی گناهان باعث حبط و از بین رفتن اعمال نیک انسان می گردند؛ همانند ارتداد، کفر نسبت به آیات خدا و عناد به خرج دادن نسبت به آنها، دشمنى با رسول خدا و صدا بلند کردن در حضور رسول خدا و بعضى از گناهان نیز هست که حسنات صاحبش را به دیگران منتقل مى‏کند؛ مانند گناهانی همچون قتل و غیبت و بهتان و … به هر حال اعمال نیک و بد انسان به انحاء مختلف در یکدیگر اثر می گذارند، و آنچه در روایات امام صادق (علیه السلام) آمده، می توان درستی مطالب بالا را برداشت کرد.

امام صادق (علیه السلام)فرمود:” خداوند متعال به حضرت موسی پیامبر (صلی الله علیه واله) وحی کرد: غیبت کننده اگر با توبه بمیرد آخرین وارد شونده در بهشت است و اگر با این حالت بمیرد اولین وارد شونده در آتش است."

در منظور این روایت باید گفت که حتی با تأثیر توبه در آمرزش گناهان و از بین رفتن اثرات آنها، گناه غیبت آن قدر زشت و ناپسند است که حتی با توبه هم به راحتی آثار آن قابل ترمیم و جبران نیست و اگر شخص اعمال نیک و شایسته ای داشته باشد که به واسطۀ آنها بهشتی باشد، این گناه حتی بعد از توبۀ واقعی موانعی را بر سر راه بهشت رفتن شخص ایجاد می کند به نحوی که این شخص به واسطۀ اعمال نیک دیگر بهشتی بودنش حتمی باشد، آخرین فردی است که وارد بهشت می شود. و اگر توبه نکند هیچ یک از اعمال نیکش نمی تواند مانع از عذاب او شود و اولین کسی است که وارد آتش می شود. براین اساس، شخص غیبت کننده اگر از خدای متعال طلب آمرزش نماید و شخص غیب شونده را راضی نماید و از این گناه توبه واقعی کند، گناه او که بسیار بزرگ است بخشیده خواهد شد و از عذاب الاهی به خاطر این گناه نجات خواهد یافت.

خطرات استفاده از نرم‌افزارهاي فيلترشکن و ‌VPN


سرويس اجتماعي ـ بسياري از کاربران اينترنت داخل کشور براي گذشتن از سد فيلترينگ سايت‌هاي مبتذل و مستهجن و سايت‌هاي سياسي، به سراغ نرم‌افزارهاي فيلترشکن، سايت‌هاي پروکسي و همچنين VPN رفته و اين رجوع کاربران به استفاده به اين روش‌هاي عبور از فيلترينگ، باعث رشد فزاينده فروش اکانت‌هاي نرم‌افزارهاي فيلترشکن و VPN شده است. ضمن اين که با جستجوي کوتاه در اينترنت، با سايت‌هاي داخلي ارايه دهنده اشتراک VPN روبه‌رو خواهيم شد که آزادانه و بدون هيچ ترسي، شماره حساب اعلام کرده و اقدام به فروش غير قانوني اشتراک VPN مي‌‌کنند.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، گذشته از خريد و فروش غير قانوني اشتراک VPN و فيلترشکن در دنياي اينترنت که مانند هر فن‌آوري جديد با چالش و ضايعاتي همراه است، مديران و مسئولان اينترنت در کشورهاي گوناگون با روش‌هاي گوناگوني با آن برخورد مي‌کنند که از آن جمله، مي‌توان به فيلترينگ و يا نابودي منبع مروج مطالب خلاف منافع کشورها اشاره کرد که اين امر، در بيشتر کشورها در حال اجرا بوده و کاري رايج و ضروري است.

البته ناگفته نماند، در کشور ما نيز فيلترينگ در حالي انجام مي‌شود که بيشتر کاربران ايراني با فيلتر و از دسترس خارج کردن سايت‌هاي غير اخلاقي و مستهجن و يا سايت‌هايي که در معاملات متقلبانه مجازي، از جمله فعاليت‌هاي شرکت‌هاي هرمي و گلدکوئيستي فعال هستند و همچنين آن دسته از سايت‌هايي که برخلاف قوانين جاري کشور مشغولند، موافق هستند و آن را امر بديهي مي‌دانند، ولي همين کاربران به دليل برخي اشتباهات ناظران و يا استفاده از نرم‌افزارها و فن‌آوري غير اصولي، دچار مشکلاتي مي‌شوند که اتفاقا اين مشکلات متوجه قشر تحصيل کرده يا در حال تحصيل نيز مي‌شود؛ بنابراين، اين قشر از کاربران داخلي اينترنت، بناچار به سراغ استفاده از نرم‌افزارهاي فيلترشکن، سايت‌هاي عبور از فيلترينگ (که اغلب از سوي کشورهاي مخالف نظام به صورت رايگان عرضه مي‌شود) و همچنين اشتراک‌هاي VPN (Virtual Private Network)مي‌روند.

بر پايه بررسي‌هاي خبرنگار «تابناک»، اين ميل و کشش کاربران به استفاده از چنين فن‌آوري‌هايي براي گذشتن از فيلترينگ، با عوارض خطرناکي همراه است؛ چرا که کاربر با استفاده از VPN و همچنين نرم‌افزار فيلترشکن با اتصال به يک سرور در خارج از کشور (عمدتا در انگليس و آمريکا) متصل شده و همين امر موجب اختصاص يک IP خارجي به رايانه کاربر داخلي مي‌شود که در ادامه اين کار، همه داده‌ها و اطلاعات از رايانه کاربر به سرور خارجي انتقال پيدا کرده و از آنجا وارد دنياي مجازي اينترنت مي‌شود و به اين وسيله، از فيلترينگ داخلي کشور عبور مي‌کند.

اما اين عبور از فيلتر با تهديدهايي روبه‌رو مي‌شود؛ به اين ترتيب که کاربر نمي‌داند، بيشتر و اغلب سرورهايي که اشتراک VPN را در اختيار کاربران قرار مي‌دهند، نه تنها تمامي اطلاعات رد و بدل شده را بررسي و کنترل مي‌کنند، بلکه به همين وسيله با پورت‌هاي باز رايانه کاربر به اطلاعات درون رايانه وي دسترسي پيدا کرده و امکان کپي‌برداري و يا ديدن اطلاعات داخلي رايانه کاربر براي سرورهاي خارجي ميسر مي‌شود و اين در حالي است که اگر کاربر براي مثال در شبکه محل کارش، اين نوع ارتباط را برقرار کند، سرور مي‌تواند از طريق رايانه کاربر به اطلاعات شبکه داخلي آن اداره نيز دسترسي پيدا کند و نيز با نرم‌افزارهاي پيشرفته بدون آگاهي کاربر، اطلاعات موجود در رايانه يا شبکه داخلي کاربر را براي خود کپي کند. همين مسأله در نرم‌افزارهاي فيلترشکن مانند «فري‌گيت» و «اولترا سورف» نيز در حال انجام است.

با اين حال، به نظر مي‌رسد، بايد تمهيدات و نظارت دقيق‌تري بر عمليات فيلترينگ صورت گرفته و مسئولان فيلترينگ کشور نيز با سعه صدر با سايت‌هاي مختلف برخورد کرده و در آغاز کار، با فيلتر کردن يک سايت، مردم را به استفاده از فيلترشکن سوق ندهند.

در پايان تأكيد مي‌شود، استفاده از چنين روش‌هايي، ممکن است خطرات بسياري داشته باشد و كاربران اينترنت بايد بدانند که استفاده از چنين نرم‌افزارها و روش‌هايي، مانند اين است كه همه محتويات رايانه خود را از تصوير و فيلم شخصي گرفته تا اطلاعات مهم شخصي و کاري، آپلود کرده و در اختيار عموم قرار دهيم.

گفتني است، دستگاه‌هاي ذيربط نيز بايد با بررسي و نظارت دقيق‌تر با ارايه دهندگان غير مجاز VPN و نرم‌افزار فيلترشکن برخورد کنند.


اگر به یک وب سایت یا فروشگاه رایگان با فضای نامحدود و امکانات فراوان نیاز دارید بی درنگ دکمه زیر را کلیک نمایید.

ایجاد وب سایت یا
فروشگاه حرفه ای رایگان

استان آذربایجان غربی شهر ارومیه، خیابان شهیدمحمدمنتظری ، کوچه شهیداخباری پلاک 9

اعتماد شما اعتبار ماست

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما